پروردگار اميدوار باشد .
حاكم و والى بايد ديد هوس و خواهشهاى نفسانى را ، همچون پرهيزكاران پيوسته به زنجير زهد و عبادت مقهور سازد ، زيرا هواى نفس آتش فروزانى است كه اگر دمى انسان را غفلت زده يابد ، ناگهان شعلهور شده و خرمن هستى و سعادت او را نابود كند .
مالك ! تو در سرزمينى مىخواهى حكومت كنى كه در تاريخ طولانى خود زمامداران و حكومتهاى دادگر و ستمگر ، فراوان ديده و آن چنان كه تو در كار واليان پيش از خود مىنگرى ، مردم نيز با دقت تمام ، رفتار تو را زير نظر دارند و از كار و كوشش تو غافل نيستند . پس مواظب باش آنچه تو درباره پيشينيان مىگويى ، مردم درباره تو نگويند .
خداوند آگاه و شنواست و گفتار بندگان خويش را مىشنود و به داد ستمديدگان مىرسد و بندهء پرهيزكار ناگزير بايد سخت بيدار باشد تا زبان كسان به دشنام و تقبيح او آلوده نگردد . راستى براى روزگار سختى چه ذخيرهاى بهتر از نيكوكارى مىتوانى اندوخت ؟ و چه پساندازى براى حكام و فرمانداران بهتر و پرارجتر از عدل و داد تواند بود ؟ پس بر خشم و شهوت خويش چيره باش و از آنچه بر تو حلال نيست ، سخت بپرهيز !
آيا مىدانى نفس پرهيزكار كدام است ؟ آنكه در تمام حوادث زندگى بر هوسهاى خود پيروز گردد و در داورى بىطرف و منصف و بر توده مردم مهربان باشد و با چشمى پرعاطفه و سينهاى لبريز از محبت بر آنان بنگرد .
زنهار ! كه در جامهء شبانى ، گرگى خونخوار باشى و در درون پنجههاى نرم ، چنگالهاى جانفرسا پنهان دارى ؟ آيا هيچ مىدانى كه مردم بر دو گروهند : يا برادر دينى تو هستند و يا انسانهايى كه در آفرينش با تو يكسانند و همچنانكه تو را در زندگى لغزشهايى است ، آنان نيز بدون لغزش نخواهند بود . پس بايد به آن ديده در
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 355
مساهمون: جورج جرداق
ص٣٥٥