صف درآمدند و به آنها فرمود : « تيراندازى نكنيد ، با نيزه و شمشير مزنيد ، تا مسئوليت به عهده شما نباشد » و با آنان نجنگيد تا آنكه سه نفر از ياران على را با تير زده و از پا در آوردند . و على براى اين واقعه ، خداوند را سهبار شاهد گرفت !
و چه بسيار كه امام در مقابل كسانى كه به جنگ وى آمده بودند ، با سر برهنه و بدون سلاح رفت ، و در حالى كه آنان خود را در آهن پوشانيده و به آن پناه برده بودند ، با كمال دوستى و مهربانى با آنان بهمذاكره پرداخت ، و نيكى را بهياد آنها آورد و در مقابل لجاجت و سرسختى و درشتگويى آنان ، با بيانى ناشى از دل پرمهر و عاطفه و دوستى با آنها سخن گفت . تا آنجا كه گويى او در برابر دشمنان كه بهخاطر زرهها و سپرهايى كه پوشيده بودند ، مانند سياهى و ظلمت شب بهچشم مىآمدند با زرهى از احترام عميقش به انسان وسپرى از ايمانش بهعدالت همهجانبه و سنگرى از اعتمادش بهوجدان انسانى ، پيش مىرفت و از توجهش به ستمديدگان و جانبدارى از حق و صلح دوستى ، هزار سپر مقابل خود مىگرفت . او مىگفت : « از آزار هر كس كه در امان باشى ، به برادرى با او بكوش » . و او همان كسى است كه از عدالت و دشمنى بهشدت نفرت دارد ، براى آنكه دشمنى و مجادله ، اخلاق فرد را از بين مىبرند و طوفانوار بر شخصيت جامعه مىوزند و هر دو نفاق و اختلاف ايجاد مىكنند : « از مجادله و دشمنى بپرهيزيد ، زيرا كه دل را بيمار سازند و نفاق و اختلاف ، بر روى آن دو مىرويد » !
و چه بسيار شد كه على با همين وضع به نزد دشمنان رفت تا نشان دهد كه از جنگ بيزار بوده و بهشدت و عميقاً ميل دارد مشكلات با دوستى و برادرى حل شود ، و اين قاعده را كه خود براى چنين موقعيتى وضع كرده بود ، تحقق بخشد : « با دشمن خويش نيكى كن كه شيرينترين پيروزىهاست » و سپس حقيقتى را تحكيم بخشد كه ارزش آن را جز انسان واقعى درك نمىكند ، و آن اينكه : ماهيت جنگ ، شرّ و بدى است و آن خيرى را كه پيروزمند از اين راه به دست آورد ، ارزشى ندارد ، چون از راه شر و بدى
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 331
مساهمون: جورج جرداق
ص٣٣١