اين مسئله بينش ژرفتر و بزرگترى داشت و به موازات مراعات جنبه عاطفى و انسانى محض موضوع ، جنبه سياسى و بينالمللى آن را نيز در نظر داشت . خونريزى از نظر امام ، موجب زوال قدرت و نفوذ است و بالخصوص اگر عمدى بوده و بدون دليل و عذر منطقى باشد ، مفهوم حكومت ملى و قانونى را از بين مىبرد . امام به يكى از فرماندارانش چنين پيام فرستاد :
قدرت و حكومت خود را با ريختن خون بىگناهان ، استوار مساز كه اين كار موجب ضعف و سستى بنيان حكومت گردد و بلكه آن را از بين برده و بهدست كس ديگرى مىسپرد و البته در قتل عمد ، عذر تو نه در پيشگاه خداوند و نه در نزد من ، پذيرفته نخواهد شد .
اجازه بدهيد در اين زمينه موضوع شگفتانگيزى را بيان كنم : چه كسى غير از على بن ابىطالب را ديده يا شناختهايم كه پيشواى ملتى باشد و به فرمانداران خود دستور دهد آن كسى را در ارتش بهكار بگمارند كه آزار و شكنجه مردم و كشتار و جنگ را دوست نمىدارد و پوزش پذير و باگذشت و مهربان و پاكدل بوده و به زور و درشتى متوسل نمىگردد ؟ ! شما را بهخدا ، به او گوش كنيد كه به فرماندارش در مصر چه مىگويد :
و كسى از سپاهيان را بر كار بگمار كه بردبارتر و پاكدلتر باشد ، دير خشمگين گردد و زود پوزش بپذيرد ، بر بينوايان مهربان باشد و بر زورمندان سخت بگيرد و از هيچ زورگويى نهراسد و از جاى تكان نخورد . . . .
بدين ترتيب ، امام على صلح را دوست مىدارد و به آن امر مىكند و از جنگ بيزار بوده و از آن نهى مىنمايد و به آن روى نمىآورد ، مگر آنكه جنگ بهسراغ او آيد و اصرار ورزد و مهربانى و نيكى در جلوگيرى از آن كارگر نشود .
او اگر مىجنگيد ، سعى مىنمود تعداد تلفات زياد نشود و بهخاك افتادگان پيكار ، فراوان نباشند ، و تا آنجا كه مىتوانست ، مىبخشيد و عفو مىنمود ، و چه بسيار كه
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 334
مساهمون: جورج جرداق
ص٣٣٤