تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
قبيله يا نژاد را ، ظلم و ستم ، فسادانگيزى و دگرگونه‌ساختن سيماى زيباى زندگى مىداند . او افتخار به پدران و نياكان را نوعى از انواع اين تعصب مىداند و آن را تقبيح مىكند . گوش كنيد كه چگونه متعصبان دوران خود را مورد خطاب قرار مىدهد : آگاه باشيد كه شما در ستمگرى بسيار كوشيديد و در زمين فساد برپا داشتيد ! در گردن‌كشى ناشى از تعصب و خودپسندى دوران جاهلى ، از خدا بترسيد ، زيرا موجب دشمنىها و ميدان‌گاه اهريمن است كه با آن ملت‌هاى گذشته فريب داده شده‌اند . آگاه باشيد ! از فرمانبردارى بزرگان و سرورانتان كه به‌خاطر حسب و نسب تكبر ورزيدند و مردم ديگر را كوچك شمردند و بدين‌وسيله آفريده خداوند را تكذيب و انكار نمودند ، خوددارى نماييد ، زيرا آنان پايه‌هاى تعصب و اركان فتنه و آشوب هستند ! و پس از آن‌كه تعصب براى قبيله و نژاد را ظلم و فسادانگيزى و دگرگونه‌ساختن چهره زندگى مىداند و آن را با فتنه و آشوب نزديك مىشمارد ، مىخواهد اين روش حكيمانه را در هر گونه تعصبى ، به هر رنگ و شكلى كه باشد ، پياده كند و آن را به سبك قانونى درآورد كه با گذشت روزگار بيشتر استحكام مىيابد و مىگويد : من به وضع مردم نگاه كردم ، هيچ‌يك از جهانيان را نيافتم كه بر سر چيزى تعصب ورزد ، مگر آن‌كه اشتباه و گمراهى نادانان را همراه دارد و يا آن‌كه ناشى از دليلى است كه با انديشهء بىخردان سازگار است ! هركس دربارهء آنچه در مفهوم تعصب گفته شده بنگرد ، خواهد ديد همه برگرفته از اين اصل به‌هم آميخته است كه علىبن ابىطالب آن را بيان كرده است : كسانى كه تعصب مىورزند يا از روى نادانى است و يا از روى بىخردى ! و جهل و بىخردى ، هردو ظلم و فساد و غرور بىجا ايجادمىكند . اين چيزى است كه علىبن ابىطالب در دو گفتار گذشته خود آن را بيان كرده است .
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 320 | جورج جرداق / خسرو شاهى