تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
مباش ! بنابراين ، هر انسانى داراى همان حقوقى است كه تو دارا هستى ولو آن‌كه در بعضى از عقايد و يا در همهء معتقدات با تو اختلاف داشته باشد . مگر هدف خود دين ، تحكيم پيوند برادرى تو با ديگران نيست ؟ پس اگر اين پيوند برادرى فقط با صفت انسان‌بودن به‌وجود آيد ، اين كارِ گناه‌آلودى نخواهد بود ! و او در هرحال ، از تو مىخواهد كه نظر خود را در هيچ‌يك از مسائل زندگى و زندگان ، مدار و ملاك قضاوت و قياس مطلق قرار ندهى ، زيرا محيط زندگى بسيار وسيع است و زندگان هم در همين دايرهء وسيع مىگردند ، و بدين‌ترتيب تو حق ندارى كه تنها خود را حاكم و داور نخستين و آخرين بدانى و در كارهاى مردم كه به تو آسيبى نمىرسانند ، دخالت كنى ! و تو چه مىدانى ؟ شايد موضوعى را كه تو بسيار بزرگ مىپندارى ، در دايرهء جهان هستى بزرگ هم نباشد . و شايد مقام كسى را كوچك بشمارى ، اگر او را بشناسى ، مقامش از تو بالاتر باشد . امام در يك جملهء صريح مىفرمايد : هيچ‌يك از بندگان خدا را هرگز كوچك مشمار ، زيرا ممكن است كه او دوست و ولى خداوند باشد و تو نمىدانى . اگر تو اين سخن حكيمانه را در افقى بلند و دورنماى واقعى آن بنگرى ، موقف و وضع آشكار امام را در قبال آزادى عقيده خواهى يافت ! اگر برادر تو اشتباهى كرد ، يا مرتكب زشتى و بدى شد ، بايد او را راهنمايى كرده و با بخشش و جوانمردى از او درگذرى و هرگز هم از اين كار خود پشيمان نباشى و آن‌گاه بر تو است كه : « شر و بدى را با طرد آن از دل خود ، از سينه ديگران بيرون كنى » و آدميزاد ، داراى هرگونه عقيده‌اى كه باشد بايد « سرپرست خود باشد » و پيوندش با ديگران ، پيوند كسى باشد كه براى آنان همان را دوست بدارد كه براى خود مىخواهد و هرچه را كه براى خود نمىپسندد ، براى آنها نيز روا ندارد :