مىرسيد صاحب عقيده و دينى ديگر را بهزور مىخواهند از عقيدهء خود بازگردانند و يا بر او ستم كنند . . . و چه بسيار مردمى كه شاهد بودند على روزى در مسجد مدينه ، در حالى كه عمامهء سبز خود را بر سر نهاده بود ، با كمال جديت چنين مىگفت : « هركس پيرو انجيل را بيازارد ، مرا آزرده است » و تاريخ عرب ، در آن هنگام كه در زيباترين صفحات خود ، اين سخن را از بزرگمرد جاويد ، علىبن ابىطالب نقل و ثبت مىكند ، چقدر افتخارآميز است :
اگر بالشى بگذارند كه بر آن بنشينم ، در ميان پيروان تورات با توراتشان و در ميان پيروان انجيل برابر انجيلشان و در ميان اهل قرآن ، با قرآنشان ، چنان حكم و داورى كنم ، تا از اهل هر كتابى بانگ برآيد كه : على راست مىگويد !
و اكنون گوش كنيد به آنچه پيشواى مسلمانان ، به « معقل بن قيس » امر مىكند :
معقل ! تا آنجا كه مىتوانى از خدا بترس و پرهيزكار باش . بر اهل قبله ستم مكن و بر اهل ذمه « 1 » ظلم روا مدار ، و تكبر نورز و خودخواه مباش كه خداوند متكبران خودخواه را دوست نمىدارد !
آيا مىبينيد على پرهيزكارى را چنين معرفى مىكند : انسان به برادر انسان خود ظلم نكند و كوچكترين ستمى را بر او روا ندارد ؟ و سپس آيا ملاحظه مىكنيد كه على مسلمان و غيرمسلمان را ، بدون كوچكترين تمايز و برترى ، در يك رديف قرار مىدهد . و اين تساوى و برابرى بين مسلمانان و غيرمسلمانان در همهء نقاط تحت حكومت على وجود داشت .
على آنگاه كه دربارهء خود مسلمانان صحبت مىكند ، بر طرف كردن بار ستم و ظلم از دوشهاى مردم را بهترين فضيلت اسلامى مىداند كه سزاوار است مسلمانان با آن
هامش
( 1 ) . اهل قبله مسلمانان و اهل ذمه يا معاهد آن گروه از « اهل كتاب » هستند كه در پناه مسلمانان و در كشور اسلامىزندگى مسالمتآميزى دارند . . . م