تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
گفت : « او بر آن روشى بود كه پيامبران پيشين بودند » و در اين دو گفتار ، حقيقت انكارناپذيرى وجود دارد بر اين‌كه تنها فضيلت است كه مردم را دور هم جمع مىكند ، چنان‌كه در اصل هم صفت انسانيت آنان را دور هم گرد آورده است . پس ، از نظر امام على ، آزادى عقيده ، حقى از حقوق مردم است و همان‌طور كه خود آزادى تجزيه‌ناپذير است ، انسان هم نبايد از يك جهت آزاد و از جهت ديگر محدود باشد . يك مسلمان ، چه بخواهد و چه نخواهد ، برادر يك مسيحى است ، « 1 » زيرا انسان ، چه بخواهد و چه نخواهد ، برادر انسان است و اگر آزادى شرافت‌مندانه در نزد وى حق مقدسى نبود ، هيچ‌وقت پيروان راه و روش مسيح و پيروان طريق محمد را به يك نسبت ستايش نمىكرد . ما در گذشته داستان على را با آن مرد مسيحى كه زره جنگى او را دزديده بود - و مدعى بود كه آن را خريده است - خوانديم و ديديم كه چگونه مانند دو انسان هم تراز و مانند يك پدر نسبت به فرزند ، با او رفتار كرد و چطور در برابر « شريح قاضى » هردو يك‌سان براى محاكمه ايستادند ، و چگونه سرانجام اين مرد مسيحى در جرگه كسانى قرار گرفت كه با خون و جان از امام پشتيبانى مىكردند ! و چه بسيار در گوشه و كنار حجاز و عراق ، اخبار و گفته‌هاى على طنين‌انداز است كه از ژرفاىِ عدالتِ گويندهء آن حكايت مىكنند ؛ مثلًا در آن‌هنگام كه به گوش على
هامش
( 1 ) . متأسفانه جنگ مذهبى اخير لبنان و قتل‌عام مسلمانان در تل زعتر ، جسرالباشا ، نبهه ، كرنتينا و ديگر نقاط ، از طرف‌فاشيست‌هاى مسيحى و به‌دستور پدر روحانى عاليقدر ! « اسقف شربل » آرزوهاى مؤلف محترم را كه خود يك مسيحى لبنانى است برباد مىدهد ، مگر آن‌كه در لبنان نسل جديدى روى كار بيايد و به افكار نژادپرستانه رهبران كنونى مسيحيت لبنان پايان دهد . . . البته اين كشتار مذهبى - بر ضد مسلمانان و به‌دست مسيحيان - فقط در لبنان نيست بلكه در فيليپين ، حبشه ، قبرس و ديگر نقاط روى زمين نيز رخ مىدهد و اين امر نشان‌دهنده آن است كه عليرغم ادعاهاى رهبران واتيكان در لزوم همزيستى مسالمت‌آميز با مسلمانان ، « جنگ صليبى » هم‌چنان بر ضد مسلمانان ادامه دارد . . . و فقط نام و شكل آن تغيير يافته است . . . م
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 315 | جورج جرداق / خسرو شاهى