تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
رشوه‌گرفتن نداشتند . در اين‌جا يك حقيقت ضمنى نيز وجود دارد كه على نظر فرمانداران و واليان را به آن جلب مىكند و آن اين‌كه : والى و فرماندار حق ندارد به خاطر حكمرانى چيزى ، ولو به اندازه ناهار يا شام ، از مردم بگيرد ، زيرا اين سود و بهره‌بردارى ، اگر از راه ولايت و به‌خاطر حكومت به‌دست آيد ، به دزدى و رشوه‌خوارى بيشتر شباهت دارد و بدون شك به كسى كه اجازه داده نمىشود شام و ناهارى را به‌عنوان رشوه بخورد ، قهراً اجازه داده نخواهد شد شهرى را غارت كند و يا نتيجه كوشش و كار مردم را بچاپد و رشوه بگيرد ! البته درقبال اين سخت‌گيرى كه امام در برابر فرمانداران خطاكار در پيش گرفته بود ، پاداش و تقدير نيز براى فرمانداران نيكوكار در نظر مىگرفت . به نامه‌اى كه امام به « عمربن ابىسلمه » فرماندار خود در بحرين فرستاده و « نعمان بن عجلان » را به‌جاى او به‌كار گماشته و از او خواسته است كه در جنگ بر ضد معاويه همراه وى باشد ، توجه كنيد : من نعمان بن عجلان را براى اداره بحرين انتخاب كردم ، البته نه براى آن‌كه تو را سرزنش كنم و يا تو را بر بيت‌المال خائن بشمارم . به‌جان خودم سوگند كه تو به وظيفه خود بسيار نيكو عمل كردى و امانت را خوب نگهدارى نمودى . بدون ناراحتى به‌سوى من بيا كه تو متهم نبوده و سزاوار سرزنش نيستى ، بلكه من مىخواهم به‌سوى ستم‌كاران شام بروم و دوست دارم كه تو در اين برخورد با من باشى ، زيرا تو از كسانى هستى كه من مىخواهم در مبارزه برضد دشمن از تو همراهى بجويم . خداوند ما و تو را از آن گروهى قرار دهد كه به راه راست بوده و درست‌كارند . بدين‌ترتيب ، آن عده از فرماندارانى كه به مردم خيانت نورزيده و رشوه نمىگيرند ، علاوه بر آن‌كه به اندازهء كافى حقوق دارند ، تقدير و تحسين نيز از جانب اميرالمؤمنين براى آنها صادر مىگردد ، ولى خيانت‌كاران نخست مورد عتاب واقع
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 293 | جورج جرداق / خسرو شاهى