تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
به‌خاطر حق و عدالت ، بيان كند . او به بعضى از فرماندارانش چنين پيغام فرستاد : « شنيده‌ام كه زمين را درويده و هرچه در زير پايت بود گرفته و آنچه به‌دستت رسيده خورده‌اى ؟ بايد هرچه زودتر حساب و وضع خود را به من گزارش دهى » ! در جمله « حساب و وضع خود را به من گزارش ده » دقت كنيد كه در وراى آن معانى زيادى نهفته است . و از آن‌جمله ايمان مطلق او به ضرورت عدالت است ، تا آن‌جا كه او هيچ‌گونه ارزش و محلى براى تعلل و مسامحه و اطاله كلام قائل نيست . اين ايمانى كه واقعيت متزلزل جامعه را به‌سرعت دريافته و نوسان موجود بين حق پايمال‌شده و حقى كه طلب مىشود را درك كرده و به‌خوبى مىداند كه ادامه اين وضع موجب انحطاط و سقوط اخلاقى و اجتماعى غاصب و مغصوب ، به‌طور يك‌سان ، خواهد شد ؛ به لزوم و ضرورت برپاداشتن عدالت - به هر قيمتى كه تمام شود و به‌هرنحوى كه از جانب مردم تلقى گردد - اطمينان كامل دارد و به همين علت ، به‌طور انعطاف‌ناپذير و با خشم و تعصب ، در يك جملهء كوتاه مىگويد : وضع و حساب خود را هرچه زودتر روشن كن ! به او خبر رسيد كه : فرماندارى ديگر ، در آن قسمت از اموال عمومى كه در اختيار دارد ، تصرف مىكند . با شتاب تمام به او پيغام داد : از خدا بترس و اموال مردم را به خود آنان بازده . اگر تو اين كار را انجام ندهى و خداوند تو را به‌دست من برساند ، وظيفهء خود را در كيفردادن به تو ، انجام مىدهم تا در پيشگاه خداوند مسئول نباشم . به‌خدا سوگند ، اگر حسن و حسين اين‌چنين كنند كه تو كرده‌اى ، دربارهء آنها سهل‌انگارى نكنم و آنها بر من غلبه نكنند ، تا حق را از آنها بازگيرم و باطل را از بين ببرم . على مردى را كه « سعد » ناميده مىشد ، به‌سوى « زيادبن ابيه » فرستاد و به او دستور داد كه هرچه از مال در نزد او باشد ، به بيت‌المال بفرستد ، زيرا به على خبر رسيده بود كه « زياد » در خوش‌گذرانى به‌سر مىبرد و مال بينوا و فقير و بيوه‌زن و يتيم را به‌خود
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 290 | جورج جرداق / خسرو شاهى