اختصاص مىدهد و خود را نيكوكار جلوه مىدهد ، در حالىكه از نيكى و نيكوكارى بهدور است . ولى هنگامى كه فرستادهء على در نزد زياد اصرار ورزيد كه دستور را اجرا كند ، زياد از پذيرفتن آن سرباز زد و او را از خود راند . و على به او چنين نوشت : « سعد به من خبر داد كه تو بهناحق بر او ناسزا گفته و با تكبر و نخوت و غرور او را از پيش خود راندهاى ، در صورتى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : « بزرگى و عظمت ويژهء ذات خداوندى است » و هركس كه تكبر كند ، خداوند بر وى خشم ورزد . سعد به من خبر داد تو غذاهاى گوناگون و رنگارنگ بر سر سفره مىچينى و همهروزه خود را با روغن خوشبو مىسازى ! تو را چه مىشود كه چند روزى براى خدا روزه بدارى و از آنچه در پيش توست به ديگران بدهى و غذاى يكبار را چندبار بخورى و يا از آن به فقيرى بدهى ؟ آيا تو كه در نعمت غوطهور هستى و بر همسايهء ناتوان و بىچيز و فقير و بيوهزن و يتيم برترى مىجويى ، انتظار دارى پاداش نيكوكاران دستباز را ببرى ؟
سعد به من خبر داد تو مانند نيكوكاران سخن مىگويى ولى مانند گناهكاران عمل مىكنى . و اگر چنين باشى ، بر خويشتن ستم كرده و عمل خود را تباه ساختهاى . . . »
على پيوسته به فرمانداران خود دستور مىداد خود را از هرگونه تجاوز غصبى دور نگهدارند . او با رشوه مبارزه مىكرد و آن را زشتترين و بىپايهترين چيزى مىدانست كه ممكن است بين حاكم و محكوم رابطهاى ايجاد كند و آن را سستترين عامل پيوند بين حق و صاحب حق مىشمرد و فرمانداران و زمامدارانى را كه رشوه مىپذيرفتند « رشوهخوار » مىناميد ، زيرا بهخوبى دريافته بود اين كار ضدبشرى تا چه اندازه جامعه را بهسوى فساد و انحطاط راهبرى مىكند ، تا آنجا كه وقتى به او خبر رسيد يكى از امراى لشكر رشوه گرفته است ، او را با اين جمله تند بهشدت تكان داد :
اما بعد ، كسانى كه قبل از تو نابود شدند ، بهخاطر آن بود كه مردم را از حق خود بازداشتند و آنها ناچار شدند كه حق را با رشوه بخرند و آنان را به انجامدادن باطل وادار سازند ، و آنگاه ديگران از اين باطل پيروى كردند و نابود شدند .
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 291
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٩١