براى رفع اين نيازمندى بهوجود آيد ، آن هم در صورتى كه اجراى قوانين موجود براى رفع آن كافى نباشد . و همچنانكه از نظر على عبادت نبايد انسان را از زندگى و جامعه و مردم دور سازد و همانطور كه « دين خوشرفتارى است » و درستى عقيده ، همان رفتار نيك است ، همينطور هم برنامهها و قوانين بايد در راه فراهمساختن نيازمندىهاى مادى همگان و رفع احتياج عموم بهكار برده شوند ، تا انسان در درون خود احساس پستى نكند و از زندگى بيزار نشود . برطرفساختن نيازمندى ملت ، براى حاكم و قانونگذار يك وظيفه است و هيچگونه منتى بر مردم ندارد و اين مسئله دربارهء مردم يك حق قانونى است ، نه خواهش و تقاضا . على در اين مورد چنان سخت مىگيرد كه هر گفتار و وصيت و عهدنامهاى كه از او بيابيد ، مملو از تثبيت اين حق و بيان آن بر فرمانداران و كارمندان است .
چگونه رفع نيازمندى از ملت در قانون على يك وظيفه حتمى بر قانونگذار و حاكم نباشد و يك حق اساسى از حقوق همگان بهشمار نرود ، در حالىكه او در ميان تبهكارىهاى فراوان كسرىها و قيصرها ، چيزى بيشتر از پستشمردن ملت نمىبيند ، آنجا كه آنان گناهكارانه حقوق قانونى ملت را در نعمتهاى زمين و آسايش زندگى ناديده مىگيرند و يا هنگامى كه به فقيرساختن مردم مىپردازند على مىگويد :
در پريشانى و بدبختى آنان دقت كنيد ، در آنهنگام كه كسرىها و قيصرها ، ارباب آنان بهشمار مىآمدند و آنان را از زمين حاصلخيز و آب عراق و سبزهزار دنيا دور ساخته و به جايى رانده بودند كه در آن گياهى نرويد و باد ، تند وزد و زندگانى سخت باشد .
و آنان را بىچيز و نيازمند رها ساختند .
گاهى على ناچار مىشد واليان و حاكمان را اگر كوچكترين خيانتى نسبت به مال ملت روا دارند ، به شديدترين كيفرها تهديد كند . اگر به او خبر مىرسيد يكى از فرمانداران و كارمندانش به غصب و احتكار آلوده گشته ، احساس درد و اندوه فراوان مىكرد و همين باعث مىشد سخنانى مالامال از خشم و ناراحتى و شور و انقلاب
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 289
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٨٩