صحيح نبودند و « مسئوليت » در نظر آنها ، از افكار و احساسات آزاد - كه تنها عامل كار خوب و درست است - سرچشمه نمىگرفت ، بلكه رفتار و كردار آنها تنها بسته به اراده و تصميم اربابان زر و زور و اشاره چشم و ابروى حكام بود . . . و از همينجا بود كه تصميم و اراده مردم در هم مىشكست و حس انسانيت در وجودشان تضعيف مىشد و نيروهايشان ، در راه درست و صحيح بهكار نمىرفت .
پس از آنكه امام ، مردم را در جامعه پاك و سليم خود آزاد و مختار اعلام نمود و مسئلهء رهبرى بهسوى مسئوليت را بهعهده خود آزادى گذاشت - كه علاوه بر ايجاد حس مسئوليت ، هميشه خود را مديون اجتماع مىدانستند - خود به حكومت و ابراز نظريات جديد ، برپايهء اين حقيقت پرداخت و در پرتو آن پاداش يا كيفر مىداد و امر يا نهى مىكرد ، چنانكه در فصول گذشته ديديم و در آينده نيز به تفصيل خواهيم ديد .
* * * ما كه اكنون به اين سخن كوتاه دربارهء آزادى و مفاهيم آن از نظر على اكتفا مىكنيم ، خواننده را به مطالعه فصلهاى بعدى دعوت مىكنيم كه در آنها با تفصيل زياد از اين آزادى سخن خواهيم گفت و اين در بخشهاى مربوط به « مبادى و اصول انسانى بين على و انقلاب كبير فرانسه » خواهد آمد . در آنجا خواننده خواهد ديد كه على تا چه اندازه در آثار خود ، افكار عميق انقلابى بهيادگار گذاشته كه همواره جاودانه مانده و هميشه انسان و جامعه را به تحول و تكامل مىخواند . . . و همچنين خواهد ديد على چگونه روح آزادى را دريافته بود كه ايجاد دلهره و وحشت ، تهديد و ارعاب انسان در كنار آن مفهومى نخواهد داشت و بشريت را جز در سيماى زيبا و نيك و اصيل آن ، به رسميت نخواهد شناخت .
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 275
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٧٥