تجويز مىكنند ، مىبينيم علىبن ابىطالب به آزادى فرد و مصلحت جامعه - هر دو - با نظر جامع و كاملى مىنگرد . نه فرد را محروم مىسازد و نه به جامعه صدمه مىزند ، بلكه بين اين دو چنان پيوندى بهوجود مىآورد كه فرد مىتواند از آزادى خود بهرهمند شود و جامعه مىتواند از اجتماع استفاده كند . و اصولًا بايد گفت : فرد را براى جامعه و جامعه را براى فرد ، در چهارچوب وسيع و گرانقدر آزادى قرار مىدهد . ما در اين موضوع ، در گفتار مربوط به مسائل زمين و ثروت و راههاى توليد و بهرهبردارى ، بحث خواهيم كرد .
براى آنكه على آزادى فرد را در محدودهء آزادى جامعه و مصلحت توده قرار دهد ، بينش عميقش او را به كشف يك حقيقت اساسى اجتماعى راهبرى كرد و آن اينكه :
مردمى كه با جامعه ارتباط و پيوند دارند ، بايد احساس و درك آنان نسبت به آزادى ، آنچنان راهبرى شود كه حدى براى اصول اين آزادى برپا نكند ، بلكه آنها را از بهكاربردن آن ، به گونهاى كه بر ديگران ضررى برساند بازدارد . بدينترتيب ، آزادى افراد از نظر وى آزادى بىبند و بار احمقانه نيست ، بلكه اين آزادى هميشه با احساس مسئوليت همراه است . و على براى آنكه اين احساس مسئوليت را چنان قرار دهد كه با احساس آزادى متضاد نباشد ، مانند بعضى از فلاسفه و متفكران پيشين به تنگگرفتن معناى آزادى و فشار بر مردم در مفهوم آن نپرداخت ، بلكه او وسيلهاى را انتخاب كرد كه بهنظر ما بزرگترين و مهمترين و پرارزشترين وسيلهها در اين زمينه بود و بهترين گواه بر عمق نظرهاى انسانى و مفاهيم اجتماعى در شخصيت علىبن ابىطالب است .
على معناى آزادى را در ادراك مردم توسعه داد و به موازات آن ، به توسعهء مفهوم احساس مسئوليت پرداخت . از علايم و آثار وى در انتخاب اين وسيلهء جالب و عالى ، موضوعى است كه دربارهء رفتار او با مردم يك دهكده مىبينيم : مردم دهكدهاى خواستند مجراى نهرى را كه خراب شده و از كار افتاده بود ، لاروبى و پاككنند . به نزد
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 273
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٧٣