به ذلت و خوارى خواهيد افتاد و به نابودى محكوم خواهيد شد و بهره شما زيانكارى و بدبختى خواهد بود » .
امام حد خشم و نفرت از ظلم و ستم را با اظهار رضامندى از عدل و داد برابر قرار داده و در سخنى حكيمانه مىگويد : « مردم به دورِ خشم و خشنودى مىگردند . هركس كه به كارى خشنود گردد به آن روى مىآورد و آنكس كه خشم و نفرت اظهار نمايد ، از آن روى برمىگرداند ! »
او بهخاطر اينها و غير اينها بود كه كسى را براى بعد از خود ، به خلافت سفارش نكرد ، براى آنكه اين امر ، فقط بايد منوط به نظر توده باشد . و آنگاه كه مردم پيش وى آمده و از او خواستند فرزندش « حسن » را جانشين خود سازد ، آن را نپذيرفت و سخنى گفت كه عالىترين مرتبهء صفات يك حاكم را نشان مىدهد ، چنانكه آخرين اعتراف صريح به آزادىهاى عمومى ، و حقوق مردم را در انتخاب راهكارشان - آنطور كه خود مىدانند و مىخواهند - مىرساند : « من نه به شما دستور مىدهم و نه شما را منع مىكنم ، شما خود بهتر مىدانيد . » « 1 »
هامش
( 1 ) . اين مطلب از نظر شيعه ، صحيح نيست . چنانكه خود مؤلف در جايى از همين كتاب ، اعتراف مىكند كه پيامبر اسلام علىبن ابىطالب را بهعنوان خليفه خود تعيين فرمود . . . و علاوه بر حديث غديرخم در مورد امام على كه مؤلف به آن استناد كرده درباره امامان ديگر علاوه بر حديث ثقلين كه شيعه و سنى آن را نقل كردهاند ، از طرق خود اهل سنت نيز نقل شده كه پيامبر فرمود : « جانشينان من دوازدهنفرند : به شماره نقباء بنىاسرائيل و همه آنها از قريش هستند » و اين روايت در كتابهاى : « ينابيعالمودة ، ص 18 و 373 و صحيح بخارى كتاب احكام باب 15 و صحيح مسلم جلد 6 ص 2 و البداية والنهاية ، ج 6 ص 245 و مسند احمد ج 1 ص 398 و ج 5 صص 86 و 89 و 90 و 92 و غيره نقل شده است .
و بهطور كلى بايد گفت كه مسئله امامت ، با تعيين خداوند حل و فصل شده و البته در زمان غيبت امام ، موضوع همانطور خواهد بود كه مؤلف گفته است .
جملهاى كه مؤلف در اينجا نقل كرده و به حضرت على عليه السلام نسبت داده ، بيشتر از طريق اهل سنت نقل شده است ( مروجالذهب مسعودى ، ج 2 ، ص 291 ) . و در هر صورت از نظر شيعه ، امام حسن عليه السلام ، به حكم خداوند ، از طرف على عليه السلام ، براى امامت تعيين شد و مردم هم بيعت كردند ، ولى توطئههاى جنايتكارانه معاويه از استقرار و ادامه آن جلوگيرى كرد . اين مطالب در كتب مربوط به امامت به تفصيل آمده است . مراجعه شود . مطالعه كتاب جديدالانتشار شيعه راكه بحثهاى تاريخى مشروحى در اين زمينه دارد ، توصيه مىكنيم . م