يا رد نمايند !
حكومت آن نيست كه حاكم پس از آنكه بر مسند قدرت نشست و استقرار يافت ، استبداد رأى و خودكامگى پيشه كند ، بلكه شورى و مشورت عادلانهترين حكومتهاست . و مردم كاملًا حق دارند از حاكم بخواهند كه : « هيچ رازى را از آنها پنهان نكند و هيچ كارى را بدون اطلاع مردم انجام ندهد » مگر آنكه پنهانداشتن آن كار و آن راز ، تا مدتى خود بالذات به مصلحت همگان باشد .
همچنين مردم كاملًا حق دارند كه در جريان منافع و مضار خود قرار بگيرند و بر حاكم نيز كاملًا واجب و لازم است كه از همهء آراء و افكار استقبال كند ، چون شايد در آن آراء و افكار ، چيزى باشد كه به ذهن او نيامده و وجدانش از آن آگاه نشده و يا علمش به آن نرسيده است . على مىگويد : « هركس كه به همه آراء توجه كند ، موارد اشتباه را درمىيابد » . و هركسى كه موارد اشتباه را بشناسد ، امكان مىيابد كه به صلاح و صواب راه يابد . پس توجه به افكار و نظريات توده مردم ضرورتى است كه حاكم در امر حكومتش از آن بهرهمند مىشود و تودهء مردم هم در معناى حكومت ، از آن استفاده مىكنند و به اين ترتيب ، كارها بهنحوى پيش مىرود كه پس از انجام ، پشيمانى بهوجود نيايد . على چنان اين حقايق را توضيح مىدهد كه قابل هيچگونه تأويل و تفسير نيست ، وقتى كه مىگويد : « بدون مشورت ، خيرى در كارها نخواهد بود » .
و از خصوصيات حاكم آن نيست كه كارهاى او در پردهاى از ابهام باشد و يا براى انجام امرى ، دور از چشم مردم اقدام كند . از اينجاست كه على به مردم توجه مىكند تا آنها را به اين حق از حقوقشان آگاه سازد : « از پرتو چراغ روشن و آشكارى ، كسب نور كنيد » !
* * * خلافت در مكتب على بن ابىطالب دورى از مردم ، روگردانى از ملت و نزديكى به خودخواهى و عدم توجه به اوضاع عمومى و نيازمندىهاى افراد و اجتماعات
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 250
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٥٠