راستى كه اين ارزيابى و موقفى كه پيامبر درقبال زندگى دارد و آن را تا اين حد مورد تقدير و تقديس قرار مىدهد ، بسيار بزرگ است . از نظر پيامبر ، خداوند پاداش زن بدكارى را ، به اين جهت كه حيوان تشنهاى را سيراب نموده است ، بهشت قرار مىدهد ، در صورتىكه اين فضل و مقام را براى آن مجاهدى كه در ميدان جنگ كشته شد ، قائل نيست ، چنانكه در داستان « رفاعةبن زيد » گذشت .
پيامبر اين موضوع را در حديث ديگرى تحكيم مىبخشد و مىگويد : « زنى بهخاطر گربهاى كه حبسش كرده و غذايى به او نمىداد و آزادش هم نمىكرد ، داخل دوزخ گرديد » .
اگر زن زناكارى بهخاطر سيرابكردن سگى داخل بهشت مىگردد و اگر زن ديگرى در قبال حبس و بدرفتارى با گربه و غذا و آبندادن يا آزاد نساختن آن به آتش كشيده مىشود ، مقام و وضع احتكارگران و استثمارگرانى كه اموال و ثروت ملت را چپاول و غارت نموده و خون طبقات رنجبر و زحمتكش را مىمكند ، چگونه خواهد بود ؟ و به همين ترتيب ، كسانى كه با تفرقهاندازى و ايجاد فساد و تضاد طبقاتى در اجتماع موجب اختلاف مردم مىگردند چه عاقبتى خواهند داشت ؟ و روزگار كسانى كه ملتها و تودهها را به بردگى مىگيرند و آنان را مزدور خود مىسازند - در حالىكه آنها همه فرزندان آدم هستند و خداوند آنها را بر بيشتر مخلوقات برترى داده است - چگونه خواهد شد ؟ و همچنين وضع آن گروهى كه به حق گروهى ديگر تجاوز كرده و منافع و هستى آنها را غارت نموده و سرزمينشان را مستعمرهء خود مىسازند و خود از ثمره كوشش و دسترنج آن تيرهروزان ، رفعت يافته و بلندمرتبه مىگردند ، چگونه خواهد شد ؟ در صورتىكه مىدانيم مردم - چنانكه در قرآن آمده است - براى آن بهشكل ملتها و قبيلهها خلق شدهاند كه با همديگر آشنايى پيدا كرده و همكارى كنند ، نه آنكه با يكديگر دشمنى ورزند !
* * *
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 240
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٤٠