تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
راه و روش حق ، در نظر على به چيزى بهتر و بالاتر از رفع نياز از مردم منتهى نمىگردد و او در اين زمينه گفتار صريحى دارد كه قابل تأويل و تفسير نيست : اگر حق را از راه آن بپيماييد ، راه‌ها بر شما باز و مسرت‌بخش گردد و عيال‌وارى در ميان شما محتاج نمىشود - يعنى فقيرى در بين شما به‌وجود نمىآيد ! على هنگامى كه عرب دوران جاهليت را مورد انتقاد قرار مىدهد ، بر قناعت آنان به زندگى پست و ناچيز نيز حمله مىكند و مىگويد : شما مردمان‌عرب ، در ميان سنگ‌هاىسخت مىخوابيديد و آب گل‌آلود مىآشاميديد و غذاى ناگوار - طعام بد و غيرسالم - مىخورديد . على تصريح مىكند كه او از غذاى گوارا و نيكو و پوشاك نرم و لطيف و مسكن زيبا و جالب بيزار نيست ، ولى از آنها به اين جهت نفرت دارد كه در جامعه ، گروهى بينوا و فقير وجود دارند كه اگر او از اين لذائذ استفاده كند ، آنان نمىتوانند از آنها بهره‌مند شوند و در اين تصريح ، دليل آشكارى است بر اين‌كه على قبل از هر چيز براى همه مردم ، بهره كافى از وسايل زندگى مىخواهد . مادامى كه در بين مردم كسى يافت مىشود كه با سيرشدن آشنايى نداشته و انتظار يك قرص نان را ندارد ، پيشوا و رهبر اين مردم هم بايد همانند آنان باشد و رنجى را كه آنان مىكشند ، متحمل شود ، تا آن‌كه كابوس گرسنگى و فقر از آنها بر طرف شود . و اگر غير از اين باشد ، آن‌وقت معناى زمامدارى و رهبرى و مفهوم حكومت چگونه خواهد بود ؟ على مىگويد : « آيا به همين دل خوش كنم كه به من پيشواى مسلمانان بگويند ، ولى در سختىها و ناراحتىهاى روزگار با آنها شريك و همدم نباشم ؟ » و البته ناگوارىهاى روزگار در نظر على ، زشتىها و تلخىهاى فقر و تنگدستى است . او دخترش را از زيور نمودن با يك گردن‌بند مرواريد در روز عيد ، منع كرد ، چون در ميان دختران ديگران ، گروهى بودند كه نمىتوانستند اين‌چنين زينت و آرايش
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 213 | جورج جرداق / خسرو شاهى