تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
برابرى در بهره‌بردارى براى غير كارگر باشد ! و از توجه و دقت خاص علىبن ابىطالب به مبدأ ، روزى بر او نگذشت مگر آن‌كه آن را به رسيدگى به كارهاى بندگان خدا در زمين ، اختصاص داد و حتى هيچ كار كوچك را هم بىاهميت تلقى نكرد ، زيرا همين بندگان خدا ، زيباترين نمونه‌هاى خلقت كامل هستند و بينش على نسبت به مردم و هستى با سيره و روش پيامبر پيوند داشت : « وَجَعَلْنا الَّيْلَ لِباساً * وَجَعَلْنا النَّهارَ مَعاشاً » « 1 » ؛ شب را براى آسودگى و روز را براى كسب و معاش قرار داديم . روش برخورد على با جامعه چنين است . قوانين آن را زنده كرده و مطابق آن كار مىكند و آن را صالح و سالم مىخواهد و سپس پند و شمشير را در جاى خود به‌كار مىبرد تا نظريات خود را تحكيم بخشد و روش و موقعيت خود را نسبت به مردم زمان خود ، تثبيت كند . او به هيچ‌چيزى مانند تحكيم پايه‌هاى عدالت اجتماعى توجه نمىكند . مگر على بر آن گروهى كه بر او وارد شدند تا حكومتش را تبريك گويند و او كفش خود را با دست خود وصله مىزد ، چنين نگفت : « اين لنگه‌كفش ، در نزد من از حكومت بر شما بهتر است ، اگر حق را برپا ندارم و باطلى را از ميان نبرم » ! ؟ امام از كسانى كه در طلب آخرت هستند مىخواهد براى دست‌يابى بر نعمت‌هاى آن ، پيش از هرچيزى از وسيله خدمت به مردم استفاده كنند و از اين‌جاست كه نيكى و خير آخرت را بر كسى كه آن را مىخواهد ، منوط و مربوط به كار صحيح اجتماعى و در ميان مردم مىداند و در آغاز اين كار همكارى در تكثير و فراوانى نان و آب و پوشاك براى همه افراد بشرى و شركت در برطرف‌ساختن نيازمندى از همگان و مبارزه با ستمگران و يارى به ستمديدگان و آن‌گاه آشنانمودن مردم به حقوق خود و دفاع از آن قرار دارد . يك‌بار امام على بر علاءبن زياد حارثى كه از يارانش بود ، وارد شد و چون بزرگى
هامش
( 1 ) . نّبأ ، آيات 10 و 11 .