تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
كنند و قبلًا گذشت كه او چگونه به دختر خود كه مىخواست در يكى از اعياد با گردن‌بندى ، خود را زينت دهد امر كرد كه گردن‌بند امانتى و عاريه‌اى را به بيت‌المال برگرداند و به او گفت : « اى دختر فرزند ابىطالب ! از راه حق دور مشو ! مگر همه زنان مهاجر و انصار در چنين عيدى ، با چنين زينتى خود را آرايش مىكنند ؟ » البته على گفت : « همه زنان » و نگفت بانوان « بزرگان و اشراف » ! . . . بدين‌ترتيب ، على به‌زودى در آن ساعتى كه اداره امور مردم به‌دست او سپرده شود ، از همين‌جا كار را آغاز خواهد كرد : فراهم‌كردن نان و آب و پوشاك براى همه مردم با اسلوب و روشى كه به راه‌هاى سوسياليسم نزديكتر است . « 1 » و البته طبيعى است كه على كار را از اين‌جا شروع كند ، زيرا او به‌خوبى مىداند تازيانه‌هاى دردناكى كه خداوند مردم را به‌وسيله آنها تنبيه مىكند ، زياد است ، ولى هيچ‌كدام از آنها مانند اين تازيانه وحشت‌زا ، يعنى فقر دردناك نيست . آيا او گويندهء اين سخن نيست كه اعتقاد عميق وى را به ضرورت رفع نيازمندى مىرساند و از درك صحيح و آشنايى كامل او از اوضاع مردم و حقايق اشياء و مقدمات و نتايج امور ، پرده برمىدارد ؟ مرادم اين است كه آيا او صاحب اين گفتار نيست : « خداوند بندگان خود را با
هامش
( 1 ) . البته بايد توجه داشت كه اصول اقتصادى اسلام كه امام در حكومت خود مجرى آن بود ، در روزگارى پىريزى شد كه نه از سوسياليسم خبرى بود و نه از مرحله تكامل يافته آن ، كمونيسم ! . . . و به‌طور كلى بايد دانست كه اسلام و رهبران آن ، به‌جاى نام‌گذارى و عوام‌فريبى ، در دنبال كار و واقعيت بودند و رفاه اجتماع و آسايش توده را - بدون دخالت حب و بغض‌هاى شخصى - مىخواستند و در اين راه هم‌چنان‌كه مىدانيم تا پاى جان كوشيدند . و اكنون نيز اصول اقتصادى و اجتماعى اسلام - خواه آن را « سوسياليسم اسلامى » بناميم يا به‌قول مرحوم آية اللَّه كاشف‌الغطاء « اشتراكيت صحيح » بخوانيم ، اگر آن‌طور كه هست اجرا شود ، بدون شك ما داراى مزاياى سوسياليسم و فاقد زشتىها و جنايات كاپيتاليسم خواهيم بود . البته در صورتى كه حكومتى صالح و اسلامى ، به مفهوم واقعى كلمه وجود داشته باشد و در صورتىكه اصول اقتصادى و اجتماعى اسلام ، آن‌طور كه هست ، بدون تحريف و تدليس ، اجرا گردد و گرنه از جامعه‌هاى به‌اصطلاح اسلامى امروز كه نه از اسلام خبرى است و نه از حكومت آن ، انتظار اصلاحات بنيادى و تحولات عميق را داشتن ، خواب و خيالى بيش نخواهد بود ! . . . م .