مىخواهند انجام بدهند ، به آنها برسانند كه بتوانند جنبش را در نطفه خفه كنند و پرچمهاى خود را از خون بىگناهان و حقوق همگان ، رنگين كنند و خلافت را به سلطنت و دموكراسى اسلام را به حماقت خودكامگى و حكومت فردى مبدل سازند ! اينان در ميان شدت و سختى امام على در اجراى عدالت اجتماعى و هوسها و مطامع خويش در رياست و والىشدن و ثروت ، شب و روز را مىگذرانيدند و مانند قماربازان ، هر ساعت در انتظار سود و غنيمت ناگهانى بودند !
چون روش اين گروه ، برخوردارى از اين آزمندى ضدانسانى بود و هميشه درصدد بودند كه اساس عدالت اجتماعى را براندازند تا بتوانند از نو ، بتپرستى سياسى و بتپرستى اجتماعى را زنده كنند و برپا دارند ، امام علىبن ابىطالب در مقابل تجربه دردناك و آزمايشى سخت قرار داشت .
در واقع ، آزمايش بسيار تلخ و سختى بود و انگيزهها و عوامل آنچنان بههم پيوسته بودند كه موجب پيدايش بحران دردناكى گشته بود و براى امام سازش و نرمش در قبال آن امكان نداشت و رهايى از آن در نهايت دشوارى بود . حوادث سهمگين و پىدرپى ، زمان را بهشدت آشفته ساخته بود و اهميت موضوع در حدى بود كه بقاى خلافت و اسلام ، با همهء فضايل اخلاقى و عدالت اجتماعى كه اين دو ، در بين مردم بهوجود آورده بودند ، بدان بستگى داشت .
در آن موقعيت ، تصميمگيرى و سياست آنچنان باريك و دقيق بود كه ارزش شخصيت زمامدار و حقيقت مواهب و استعدادهاى وى در مراعات حقوق عامه و عزم و تصميم او در اشاعه فضايل فردى و اجتماعى و نيرو و توان وى بر صبر و شكيبايى و استقامت ، با ارزيابى صحيح آن موقعيت سنجيده مىشد .
اين آزمايش براى على درست مانند آزمايش پيامبر بود در آن روزى كه بين گذشت و جوانمردى و دموكراسى و اشاعه روح عدالت ، از يك طرف ، و بين مكر و نيرنگ و استثمار و سودپرستى تجار و اشراف ، از طرف ديگر ، پيكارى برپا شده بود .
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 179
مساهمون: جورج جرداق
ص١٧٩