تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
چگونگى برداشت‌هاى دوستان و دشمنان از كارها و انديشه‌هايش ، توجهى ندارد و اينها ، همه به‌خاطر بيان و ايجاد حقوق طبيعى انسان ، در يك زندگى سعادت‌مندانه و شرافت‌مندانه بود ، تا خلق به دو گروه ، با دو روش متضاد و جداگانه تقسيم نشوند : گروه سياه‌بخت و دردمند و گرسنه و گروه خوشبخت و خندان و سير ! امام در پرتو عقل كامل و تيزبين خود به‌خوبى دريافته بود كه وجود امتيازات مادى طبقاتى در بين مردم ، راهى است كه سير در آن ، سرانجام زشت و ناگوارى از قبيل جمود فكرى و پست‌نهادى و رذايل اخلاقى دارد و منجر به ظلم و ستم ، زورگويى و خيانت در حكومت و روابط مردم با يكديگر مىگردد . و هم‌چنين باعث فساد و تباهى بزرگ و كارهاى زشت و ناپسند در ميان اين گروه غاصب و گمراه هوادار مقام و ثروت بىكوشش مىشود . چنان‌كه در بين گروه ستم‌كش منجر به بيمارى جسمى و روحى ، دلسردى نسبت به زندگى ، سوءظن و بدبينى به انسان و دشمنى و حسادت مىگردد . و بدون شك نتيجهء نهايى اين عوامل و انگيزه‌هاى موجود در دو گروه ، چيزى جز از هم‌پاشيدگى و ويرانى جامعه نخواهد بود ، و گويا وجود اين دو طبقه در اجتماع ، به‌مثابه دو سنگ آسياب است كه در ميان آن دو ، تساوى و حقوق انسان قربانى شده و خرد مىگردد ! روش اكثريت آريستوكرات‌ها و اشراف ، به‌ويژه گروه بنىاميه ، در اواخر خلافت عثمان آن بود كه بر ضد سنت‌هاى اسلامى كه هوادار عدالت و برابرى در حقوق بود ، قيام كنند و توده را به ذلت بكشانند و مردم را به بردگى بگيرند و در ميان صفوف آنها ترس و وحشت از زمامدار را ايجاد كنند ، تا آن‌جا كه جرئت ايستادن در مقابل فرمانرواى خود را هم نداشته باشند ! تا اگر دلشان بخواهد ، خون آنان را بريزند - چنان‌كه حقوقشان را پايمال مىكنند - و از رشوه‌خوارى و نظاير آن چشم نپوشند . آنان جاسوسانى از جانب خود مىفرستادند تا خبرهايى درباره كارهايى كه مردم