تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
نضج گرفت و طبيعى است كه پياده‌كردن اين انديشه ، مستلزم از بين‌بردن اختلافات طبقاتى - كه ثروتمندان و بزرگان قوم را به سيرى و پرخورى و بينوايان و زيردستان را به گرسنگى و ناتوانى دچار ساخته بود - گردد . فرياد رساى امام در اين پيكار اجتماعى همواره طنين‌افكن بود و تازيانه‌اش همواره كوبان و دفاعش از ارزش‌هاى انسانى همواره بزرگ و سخت بود و هرگز در اين امر سستى و سازش راه نداشت . امام با روش حكومتى خود ، نشان داد كه بهترين زمامدارى است كه در آن بخش از تاريخ بشر ، در راه حفظ حقوق انسان مىكوشيد و با تمام قوا و با همه وسايلى كه در اختيار داشت ، در اجراى اين هدف كار مىكرد . على به درك بسيار روشنى از واقعيت جامعه رسيده بود ؛ جامعه‌اى كه بر اساس محروميت اجتماعى پايه‌گذارى شده است . امام بهتر از ديگران مىدانست كه بهترين شكل تحول جامعه چيست و شرايط تا چه حد آمادهء اين تحول است . در ارادهء امام - كه انگيزه‌هاى نيكى در آن زياد بود - چيزى كه آن را بيشتر از كوشش در راه اين تحول به‌خود مشغول كند ، وجود نداشت . و هيچ‌يك از فريبندگىهاى جهان ياراى پيروزى بر اين اراده و جلوگيرى از اين كوشش را نداشت و توطئه‌هاى بدخواهان نيز مؤثر نبود زيرا در قلب امام چيزى دوست‌داشتنىتر از برپاداشتن حق و نابودساختن باطل ، خطور نمىكرد و البته در نظريه امام هم درباره حق و باطل و چگونگى آنها ، كوچك‌ترين ترديد و تزلزلى به‌وجود نمىآمد . درستى انديشه و ادراك او ، و سپس اخلاصش در اجراى آنچه به فكرش مىآمد و درك مىكرد ، دو عامل اصلى بودند كه او در هيچ‌يك از كارهاى اجتماعى و عمومى ، راه مبهمى را نشان ندهد و امام هرگز در برابر كارگزاران نيرومند و سركش و عاملين بدبختى تودهء مردم ، خاموش نمىنشيند و درقبال دسته‌بندى و حزب‌بازى مخالفين و كسانى كه مىخواهند حكومت حق را درهم بكوبند ، عقب‌نشينى نمىكند و به