سودمند باشد و ضررى نرساند . البته اين علوم تابع شرايط خاص زمان بوده و مكان نيز در پيدايش و تكوين آن ، بدينشكل و يا آن شكل ، تأثير به سزايى دارد .
ما اگر به گذشته برگرديم و براساس اين واقعيت به شئون آن بنگريم ، بهخوبى روشن خواهد شد كه در تمام دورانهاى پيشين ، مبارزهء شديد و سوزانى ميان استبداد ، خودكامگى ، خودسرى ، از بينبردن حقوق توده ، سلب آزادى و ايجاد اختناق از يك طرف ، و تمايل و گرايش به عدالت ، حكومت از طريق شورا ، كار بهخاطر حفظ حقوق همگان ، و به دست آوردنِ آزادىها از طرف ديگر در جريان بوده است .
انقلابهاى مفيد پيشين كه ستمديدگان برپا كردهاند ، در واقع جنبشهايى بودهاند كه ستمديدگان و متفكران ، به منظور برچيدن بساط ظلم و فساد اجتماعى و ايجاد بنيادى نو ، برپايه عدل و نابودى ستم برپا داشتهاند كه از نظر منطق و ارزش هم با تحولاتى كه جامعه به آن رسيده است ، منطبق و همآهنگ باشد .
علىبن ابىطالب در تاريخ حقوق انسان مقامى بس شامخ دارد . و نظريات او در اين زمينه بر پايه و معيار اسلام آن روز است كه اين نظريات بر دو محور سركوبنمودن استبداد و برچيدن امتيازهاى طبقاتى از ميان مردم ، مىچرخيد .
هركس كه علىبن ابىطالب و وضع و موقعيت او را در مسائل اجتماعى بشناسد ، بهخوبى درك مىكند كه : او چون شمشيرى آخته بر بالاى سر خودكامگان متجاوز قرار داشت و كوشش پىگيرش در راه برقرارى عدالت اجتماعى ، در افكار ، بيانات ، حكومت و سياستش جلوهگر است . امام با روشهايى كه در قبال تجاوزكاران به حقوق مردم - آنهايى كه با بيچارهنمودن توده و ناديدهگرفتن مصالح عمومى و منافع جامعه ، پايههاى افتخارات پوشالى خود را بر دوش مردم رنج كشيده مىنهادند - در پيش مىگرفت ، در راه استقرار عدالت براى همگان مىكوشيد .
انديشهء بسط عدالت اجتماعى ، در ذهن نيرومند امام ، براساس حقوق تودهء مردم
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 176
مساهمون: جورج جرداق
ص١٧٦