حاضر باشد ، هيچكس فتوا ندهد » ! « 1 » ما دربارهء عظمت على در قضاوت ، و زواياى تاريكى كه او در قضاوت روشن نموده است - آنجا كه بين على و اصول وى و رجال انقلاب كبير فرانسه و مبادى آنها مقايسه خواهيم نمود - به صورت مفصل بحث خواهيم كرد .
* * * از آنجا كه علىبن ابىطالب از آن كسانى بود كه در امور به ظواهر اكتفا نمىكنند و هميشه مىخواهند كه در هر مسألهاى به مغز و باطن آن پى ببرند ، در قرآن و موضوع آن كه دين بود ، بهدقت پرداخت ؛ آنچنان كه متفكران جهان در كارها به دقت و تأمل مىپردازند . و از همينجا بود كه على مسئله دين و مذهب را يك موضوع قابل دقت و تفكر و تعمق مىدانست و هرگز هم شخصيتى بزرگ مانند على ، از دين و مذهب فقط بهظاهر آن و به اجراى احكام و اقامهء حدود و برپاداشتن مراسم عبادت ، اكتفا نمىكند .
در صورتى كه اكثريت مردم ، بهظاهر دين و نتايج مادى آن در معامله و قضاوت مىنگرند . على در كنار دانش ظاهر احكام دين ، آن را به مثابهء يك موضوع فكرى محض و قابل تحقيق و بررسى و دقت عميق ، مورد مطالعه و تفقه قرار مىدهد و از تفكر و بررسى خود دست برنمىدارد مگر آن هنگام كه اطمينان مىيابد كه اين دين ، برپايهء اساسى محكم و بنيادى متحد در اصول و حقايق استوار است . . .
و از همينجا ، علم كلام يا فلسفه دين اسلام پيدا شد و روى همين اصل ، على نخستين دانشمند كلامى و بلكه پدر علم كلام است ، براى آنكه دانشمندان نخستين اين علم ، از سرچشمه علىبن ابىطالب سيراب شدهاند و اصول و مبادى اين علم از راه على به آنان رسيده است و دانشمندان بعدى هم همچنان به نور او راه مىيابند و على را پيشواى خود و راهبر پيشينيان مىدانند .
هامش
( 1 ) . « لا بارك الله فى معضلة لم تحكم فيها يا ابالحسن » و « لولا على لهلك عمر » و « لا يفتينّ احد فىالمسجد و علىّ حاضر » .