تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
هموار ساخت . تاريخ ثابت مىكند كه على بنيان‌گذار علم نحو است . شاگرد و رفيق او ابوالاسود دوئلى روزى به نزد على آمد و او را غرق در تفكر ديد ، پرسيد : « به چه چيزى فكر مىكنى يا اميرالمؤمنين ؟ ! » فرمود : من در شهر شما - كوفه - سخنى شنيدم كه از نظر ادبى غلط بود ، از اين رو مىخواهم كتابى در اصول عربى آماده سازم . سپس كاغذى به او داد كه در آن چنين بود : كلام عبارت است از اسم و فعل و حرف ، تا آخر . . . . اين مطلب را به شكل ديگرى نيز نقل كرده و گفته‌اند : ابوالاسود دوئلى به پيشگاه امام شكايت كرد كه پس از فتوحات اسلامى ، به علت آميزش و اختلاط اعراب با ديگران ، غلطگويى در بين مردم شيوع و رواج يافته ، چون مردم غير عرب ، سخن را به درستى ادا نمىكنند . امام لختى سر به‌زير انداخت و سپس به ابوالاسود فرمود : آنچه را كه مىگويم بنويس ! ابوالاسود قلم و كاغذى به‌دست گرفت ، على فرمود : كلام عرب از اسم و فعل و حرف تركيب مىيابد . اسم آن است كه از مسمى خبر دهد و فعل آن است كه از حركت آن آگاه سازد و حرف معنايى مىدهد كه نه اسم است و نه فعل ! اشياء بر سه قسم است : ظاهر و مضمر ، و چيزى كه هيچ‌يك از اين دو نيست - بنا به قول بعضى از علماى نحو ، مراد اسم اشاره است - آن‌گاه به ابوالاسود فرمود : بدين نحو مطلب را تكميل كن ! از همان روز اين علم - قواعد ادبيات عرب - به‌عنوان « علم نحو » شناخته شد . * * * از امتيازهاى على ، تيزىِ هوش و سرعت درك اوست . موارد و نمونه‌هاى بسيارى كه به‌طور ارتجال و بدون سابقه مطلبى را مىگفت ، نشان مىدهد على نيرويى در اين زمينه داشت كه در ديگران نبود و بسيار مىشد كه در ميان دوستان يا دشمنان ، بدون مقدمه و به ارتجال ، حكمتى نغز و سخنى شيوا مىگفت كه مورد توجه همگان قرار مىگرفت .