على در سرعت درك و حل مشكلات حساب در زمان خود بىنظير بود و مردم آن دوران ، اين مشكلات را معماهايى بهشمار مىآوردند كه براى حل آن راهى نبود و راز آن را كسى نمىدانست ! براى نمونه مىگويند : زنى به نزد على آمد و شكايت كرد كه برادرش از دنيا رفته و ششصد دينار از خود باقى گذاشته ولى در موقع تقسيم ارث ، به او فقط يك دينار دادهاند ؟ على فرمود : شايد برادرت يك زن ، دو دختر ، يك مادر ، دوازده برادر و تو را داشته است ؟ . . . و همينطور هم بود كه على گفت .
و باز روزى در منبر كوفه سخن مىگفت . يكى پرسيد : مردى از دنيا رفته و پدر و مادر ، زن و دو دختر از خود باقى گذاشته ، چه بايد كرد ؟ على بلافاصله گفت : هشت يك زن ، به نه يك تبديل مىشود ! و اين حكم را حكم « منبريه » ناميدند ، زيرا كه على در منبر بر آن فتوا داد . « 1 »
* * * فلسفه و حكمت - به مثابهء بينش عميق ، انديشه و خرد محيط ، ادراك اصيل ، نيروى استنباط و فراگيرى ، قدرت اختصار و ايجاز ، و سپس كوشش خستگىناپذير در اين راه - در واقع از آثار امام على است . براى اينكه على در اين زمينه ويژگىهايى دارد كه او را به مقام شامخى در ميان فلاسفهء ملتها و يگانههاى تاريخ مىرساند . و بهراستى هم كه همانند على در استخراج نظريه از حوادث و رويدادها و بيان آن به شكلى كه ضربالمثلهاى جاودان گردد ، بسيار بسيار كم است . اين حكمت علوى تأثيرى عميق در توجيه و بيان فرهنگ اسلامى و به شكل انسانى درآوردن آن دارد . و البته سرچشمه آن در درجهء نخست دوتن هستند ؛ محمدبن عبدالله و علىبن ابىطالب هستند .
هامش
( 1 ) . اين دو حساب كه مبنى بر عول و تعصيب است ، در كتب فقهى شيعه مورد بحث و بررسى قرار گرفته است ، طالبين تفصيل به آنها مراجعه كنند . م