بهدست تو رسيد ، اگر خواستى تغييرشان مىدهى و اگر نخواستى خود مىدانى » !
على كمى سكوت كرد و سپس اعلام داشت از مكر و حيله بيزار است و گفت : « من در كار دينم مداهنه و سازش نمىكنم و در حكومت خودم به كسى حق و حساب نمىدهم » ! و هنگامى كه نيرنگ و حيلهء معاويه آشكار شد ، امام اين عبارت را كه نمودار اخلاق بزرگ است ، برزبان آورد : « بهخدا سوگند كه معاويه سياستمدارتر و باهوشتر از من نيست ، ولى او مكر مىكند و نيرنگ مىورزد . و اگر مكر و حيله زشت و ناپسند نبود ، من از همهء مردم سياستمدارتر بودم » !
او در تأكيد به ضرورت صدق و راستى ، در هر شرايط و موقعيتى ، چنين مىگويد :
« نشانهء ايمان آن است كه راستى را اگرچه به ضرر تو باشد ، بر دروغ اگرچه به تو سود برساند ، ترجيح دهى » .
شجاعت
شجاعت در چهارچوب عقل ، يك كار بدنى و جسمانى نيست ، بلكه خصلتى از خصايل نفس و مزيتى از مزاياى ايمان است . شجاعت امام ، بهمثابهء بيان طرز فكر و به منزلهء عمل ناشى از اراده است ، زيرا محور شجاعت ، دفاع از حق و ايمان به نيكى است .
مشهور است كه هيچ قهرمان دلاورى در ميدان به سراغ على نيامد كه پابرجا بماند و هيچ اسبسوارى نتوانست در برابر او استقامت ورزد . او چون از مرگ نمىترسيد ، از هيچ جنگجوى و قهرمان مشهور در قدرت و زور ، باكى و واهمهاى نداشت ، و بلكه ترس از مرگ اصولًا به ذهن امام هم در هيچ ميدانى خطور نمىكرد . او به مبارزهء هر قهرمانى كه مىرفت نخست او را نصيحت مىكرد تا هدايت شود . مشهور است كه در نوجوانى بر دلاور جزيرةالعرب و قهرمان خطرناك مشركان برضد مسلمانان ، « عمروبن عبدود » غلبه يافت و او را از پاى درآورد . اين پيروزى عجيب ، براى اين