تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
نمىگنجيد . او در برابر هرگونه فداكارى ديگرى كه در راه پيامبر مىكرد ، حال و وضعى چنين داشت . مردان مسلح قريش خانه محمد را محاصره كردند . آنها يقين داشتند كه ذرات هوا نيز قبل از تماس با شمشير برهنهء آنها ، از حلقه محاصرهء خانهء محمد بيرون نخواهد رفت ! و سپس از سوراخى كه به اندرون خانه محمد راه داشت ، به رختخواب پيامبر مىنگريستند و در بستر مردى را مىديدند كه دراز كشيده است و اطمينان يافتند كه محمد فرار نكرده است ! ثلث آخر شب فرا رسيده بود و آنها به چشم خود مىديدند كه مردى در بستر آرميده است . در اين زمان ، محمد در خانه ابوبكر آماده مىشد تا با او از در كوچكى كه در پشت خانه بود ، خارج شده و به‌سوى غارِ « ثور » پيش بروند . و در همين غار بود كه مردان قريش به آنها رسيدند - و تا دهانهء آن پيش رفتند - ولى خدا نخواست كه آنها پيامبر را بيابند ، گويى كه فهم و ادراكشان از آنها سلب شده بود . گذشت و فداكارى على در اين شب ، سببِ بقاى حيات محمد گرديد و اين فداكارى و از جان‌گذشتگى ، از نمونه‌هاى همان روح مقاومت و استقامتى بود كه پسرعموى بزرگ او نيز بدان شناخته شده بود . و خوابيدن على در بستر پيامبر ، براى جانبازى در راه دعوت اسلامى و به‌خاطر آمادگى بر جهاد و نبردى طولانى بود ! البته در اين فداكارى نكته‌اى هست كه حقيقت امام و طبيعت و خوى او را به ما نشان مىدهد . اين اقدام على ، چون جوشش آب از چشمه و برآمدن لعل از كان ، بىهيچ كوششى است . در اين اقدام رشد فكرى او نمودار بود ، فكرى كه او را براى درك حقيقت دعوتى آماده نموده بود كه فهم صحيح آن براى افرادى كه هم‌سن و سال او بودند ، بسيار مشكل است . در اين امر بىرغبتى او به دنيا و زندگى مادى - اگر زندگى براى فضايل اخلاقى نباشد - نمودار است . در اين عمل صدق و راستى و اخلاص عجيب او هويداست . و در اين‌جاست كه برابردانستن خود با همه رزمندگان راه حق ،