بهطورى كه خود مردم ارزش على را به نحوى درك كنند كه او را استمرار راه پيامبر بدانند ، تا او را با كمال ميل و اراده و اطمينان اختيار كنند . البته نه براى آنكه او فرزندى از خانواده هاشمى و پسرعموى پيامبر بود ، زيرا پيامبر بهكلى از اين قبيل تعصبها بهدور بود و حتى بهشدت با اينگونه افكار جنگيد و تمام اصول و مفاهيم آن را از هم پاشيد و درهم كوبيد .
چه ، مىدانيم كه از جمله كارهاى پيامبر اين بود كه اكثريت بنىهاشم را كه از خاندان او بودند ، از حكومت و فرماندارى و بهرههاى دنيوى دور كرد « 1 » آن هم پس از آنكه خود را از همه اين لذتهاى دنيوى محروم ساخته بود .
هامش
( 1 ) . پيامبر استفاده از زكات را كه عايدى عمده بيتالمال بود ، بر بنىهاشم تحريم كرد و حتى آنان را براى جمع واخذ مالياتهاى اسلامى اعزام نمىداشت تا هيچگونه احتمال سويى در بين نباشد و همه بدانند كه در نظام جديد عملًا نورچشمىها ، بر افراد شايسته تقدم ندارند . . . م .