حركت آيا حركت كلى فاعل حركت است اين يك پندار غلطى است ، زيرا كلى ساخته ذهن است و اگر مقصود حركت جزئى عينى بوده باشد ، حركت جزئى عينى محصول تماس و تفاعل جزئى از ماده با ديگر اجزاء است . بنا بر اين هويت حركت در ماده با آن اجزاء و شرايطى كه آن را به حركت در مىآورد ، تعيين مىگردد ، در نتيجه نمىتوانيم بگوئيم : فاعل حركت در ذات ماده است .
5 - برهان وجوبى يا كمالى كه در بعضى از منابع اسلامى آمده است و گروهى از حكماى مغرب زمين نيز آن را پذيرفتهاند . خلاصهء اين برهان چنين است كه اگر مفهوم خدا واقعا دريافت شود ، وجود او اثبات خواهد گشت ، زيرا خدا موجوديست است كه داراى همهء كمالات و بىنياز از وابستگى و علت و ما فوق حركت و سكون و بعبارت مختصرتر خدا داراى كمال مطلق است ، اگر كسى اين مفهوم را دريافت كند ، بايد بوجود او معتقد شود ، زيرا اگر چنان مفهوم اعلا داراى وجود واقعى نباشد ، يك تصور خيالى خواهد بود كه تحققى ندارد چه رسد به اين كه كمال مطلق باشد . تفسير اين برهان در مجلد چهاردهم از تفسير و نقد و تحليل مثنوى از صفحه 18 تا ص 40 آمده است ، مطالعه كنندهء محترم مىتواند به آن مجلد مراجعه فرمايد .
6 - برهان تكليف - احساس تعهد برين و احساس تكليف ما فوق پاداشها و كيفرها با نظر به قداست و عظمتى كه دارد نمىتواند ساخته شدهء طبيعت مادى انسان غوطه ور در طبيعت و هواها و اميال و سودجوئىها بوده باشد . بنا بر اين احساس تعهد برين و احساس تكليف ما فوق پاداشها و كيفرها ريشهء الهى دارد .
7 - اگر ارزشهاى عالى انسانى مانند خضوع و تسليم به حق و عدالت و گذشت از لذائذ در راه تحقق بخشيدن به آرمانهاى اعلاى انسانى مستند به خداوند نباشد ، به هيچ وجه قابل اثبات نبوده و بلكه بالعكس ، بايد گفت : كسانى
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 357
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٥٧