از زنجير ممتد عالم هستى مىباشند ، مفيد واقع شود . عظمت خيره كننده اى را دين اسلام در اين پديده حساس نشان داده است كه مىگويد : هر امتيازى كه در يك انسان وجود داشته باشد و جامعه به آن امتياز نيازمند باشد ، نمىتواند به آن امتياز مزد و اجرتى مطالبه كند و متكفل معيشت اين گونه اشخاص بيت المال است كه محصول دسترنج همهء انسانهاى جامعه است . معناى اين حكم اينست كه آدمى امتياز را از خدا مىگيرد و محصول آن را از راه انسانها به خدا تحويل مىدهد .
پنجم - محبت بر انسانها كه از خود ذات بجوشد
( 1 ) اين يك قانون كلى است كه اتحاد كامل انسانها با يكديگر به حذف من يا روح آنان منتهى مىگردد ، اين وحدت خود منجر به عداوت و خصومت خواهد گشت ، زيرا چنين اتحادى اگر امكان پذير باشد ، نابود ساختن اساس و پايهء وجود انسانى خواهد بود كه من يا روح او است . به همين جهت است كه مىگوئيم : همهء احساسات و ادعاهائى كه در اتحاد دو انسان ابراز مىگردد ، چنان كه در قلمرو ادبيات به فراوانى ديده مىشود ، مانند -
من كيم ليلى و ليلى كيست من
هر دو يك روحيم اندر دو بدن
أنا من أهوى و من أهوى أنا
نحن روحان حللنا بدنا
فإذا أبصرتنى أبصرته
و أذا أبصرته أبصرتنا
( من همانم كه به او عشق مىورزم و كسى كه من به او عشق مىورزم ، منم .
هامش
( 1 ) . مقصود از محبت در اين مبحث ، محبث ناشى از احساسات تصعيد شده است كه همهء آرمانهاى عقلانى و اخلاقى و مذهبى در تصعيد آن احساسات اشتراك ورزيدهاند ، نه گرايشهاى طبيعى محض كه از حد منطقى خود خارج مىشود و همه آرمانهاى مزبور را مختل مىسازد .