تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
با آن خود فريبى مبتلا به مرض جانسوز و تباه كنندهء روح بودند كه قوانين الهى كه صحت بخش ارواح انسانها است ، بر مرض آنان مىافزود . اين بيمارى دروغگوئى آنان به خويشتن بوده است كه موجب طفره رفتن از حق و ارتكاب باطل گشته بود . بنا بر اين يكى از قوانين بسيار مهم انسان در رابطه با خويشتن ، صميميت و خلوص با خويشتن است . انسان با ايمان و عمل به اين قانون است كه مىتواند بگويد : « من هستم » .

چهارم - بهره بردارى هر چه بيشتر از استعدادهاى مثبت و سازندهء خويشتن

بدانجهت كه تنظيم موقعيت مطلوب با جهانى كه آدمى جزئى از آن است [ ولى جزئى فزاينده بر كل ] در هر حال و بدون تلاش و كوشش فكرى و عضلانى امكان ناپذير است ، پس بالضروره بايد بينديشد . و چون ميداند كه انديشه نيروئى ، است كه هم براى تخريب به كار مىرود . و هم در سازندگى مادى و روحى و تخريب ضد طبيعت من يا روح است ، پس از برخوردارى از انديشهء سازنده قانون من يا روح در ارتباط انسان با خويشتن است -
اى برادر تو همان انديشه اى ما بقى خود استخوان و ريشه اى گر بود انديشه اى گل گلشنى ور بود خارى تو هيمهء گلخنى
و بدانجهت كه تنظيم و ترتيب واقعيتهاى مربوط به انسان ، به دانستن آنها نيازمند است ، پس فرا گرفتن علم نيز يكى از قوانين من يا روح در رابطهء انسان با خويشتن است . و چون وى ميداند كه علم نيز بنوبت خود ، بدون هدفگيرى معقول يا بيهوده است و يا مضر ، پس قانون علم در رابطهء انسان با خويشتن مانند انديشه مشروط به هدفگيرىهاى عالى است . و بدانجهت كه آزادى يكى از اساسىترين پديده‌ها براى اثبات هستى من ، يا روح است لذا بايد استعداد آزادى را نيز به فعليت برساند . از طرف ديگر مىدانيم كه به فعليت رسانيدن آزادى خود به خود نمىتواند من يا روح
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 341 | محمد تقي جعفري