تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
را در حركت تصعيدى قرار بدهد ، زيرا سوء استفاده از آزادى يك پديدهء كاملا شايع و رائج اكثريتهاى جوامع و ملل بوده است ، لذا بايد اين استعداد حياتى را رو به اختيار توجيه كند ، تا در سر چند راه ، راه خير را برگزيند . و بدانجهت كه ادامهء هستى من يا روح در اين زندگانى دنيوى احتياج به مصرف و استهلاك مواد معيشت دارد ، حتما بايد اين مواد بطور مشروع در اختيار وى قرار بگيرد و عمده عامل مشروعيت مواد معيشت ، كار به معناى عام آن است كه بايد انجام بگيرد تا آن موادى را كه مصرف خواهد كرد مشروع و مباح باشد ، زيرا آنچه كه در اختيار انسانها براى ادامهء معيشت قرار مىگيرد محصول كار و زحمت ديگر انسانها است كه آن را قابل بهره بردارى و مفيد مىسازند . و هيچ انسانى ذاتا مديون ادارهء معاش ديگرى نيست ، مگر در مواقع ناتوانىها كه انواع گوناگونى دارند . و بدانجهت كه ممكن است در انسان استعداد نوع يا انواعى از نبوغ بوده باشد ، مانند نبوغ علمى ، نبوغ صنعتى ، نبوغ قضائى ، نبوغ سياسى ، نبوغ هنرى ، نبوغ مديريت و غير ذلك اگر دارندهء اين نبوغ قانونى براى من ، يا روح در « رابطهء انسان با خويشتن » معتقد باشد ، حتما اين امتياز را از مجراى سوداگرى پست بالاتر برده و آن را در راه صلاح و خير انسانها به كار خواهد انداخت . يعنى چنان كه آدمى نمىتواند ادعا كند كه اين من هستم كه در مغزم اين همه سلولها و اعصاب را ساخته‌ام ، با داشتن آگاهى برين كه احساس تعهد برين نخستين و روشنترين مختص آن است ، نمىتواند بگويد : اين نبوغ را خودم بدست آورده‌ام ، پس مىتوانم آن را در معرض سوداگرى قرار بدهم تعهد برين مىگويد : قوانين عالم هستى كه جلوه گاه مشيت خداونديست ، اين نبوغ را در سلسلهء ميلياردها حوادث نصيب تو كرده است ، بدون اين كه براى اين كار پاداشى از تو بخواهد . لذا تو بايد همين نبوغ را در موقعيتى از ميلياردها حوادث هستى چنان به كار ببندى كه در اعتلا و ترقى همنوعان خود كه حلقه هائى
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 342 | محمد تقي جعفري