تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
1 - اين اتوپياها مانع بيمارىهاى متنوع « بيگانگى از انسان » و « از خود بيگانگى » مىگردد . 2 - با شيوع آن محبت معقول كه گفتيم ، خودخواهيها دمار از روزگار بشر در نمىآورد . 3 - آرى اين آرمان رؤيائى لبهاى انسانها را از شيپور جنگهاى قدرت پرستان برميدارد ، و بر پيشانى همنوعان خود بر مىنهد . 4 - آرى ، اين آرمان رؤيائى است كه دلهره و اضطراب شديد بشر را در بارهء فردائى كه صلاحديد خودكامگان اقتضاء كند ، ميليونها بشر را به خاك و خون خواهند كشيد ، با شناساندن انسان از بين مىبرد . 5 - اين آرمان رؤيائى ضمنا كارى كه مىكند اينست كه كرهء خاكى را از انبار اسلحه مبدل به گلزار و چمن و گلستان بهشتى مىكند . 6 - كار ديگرى هم دارد كه نامش تمدن واقعى انسانى است ، نه فرورفتن ارواح پاك اولاد آدم در لابلاى آهن پاره‌ها بنام صنعت . 7 - كار هفتم اين اوتوپيا تبديل تاريخ طبيعى انسانها به تاريخ انسانى انسانها مىباشد كه اگر شروع شود ، لطفى هم در بارهء انسان شناسان خواهد شد كه بتوانند انسان را تعريف نمايند . 8 - اولين و آخرين كارى كه اين آرمان خيالى مىكند ، اينست كه انسانها را وادار مىكند كه براى بدست آوردن محبت تصعيد شده براى ديگر انسانها خود را بشناسند و عظمت و زيبائى من يا روح خود را كه وابسته به عظمت و جمال خداوندى است دريابند و به چنين من و يا روح محبت و عشق بورزند . اين بود مقدارى از قوانين من يا روح در قلمرو « رابطهء انسان با خويشتن » .

دوم - رابطهء انسان با محيط و اجتماع

درك و دريافت قانون من يا روح در قلمرو « رابطهء انسان با محيط و
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 346 | محمد تقي جعفري