تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩

* ( ضِعْفَ الْحَياةِ وَضِعْفَ الْمَماتِ ثُمَّ لا تَجِدُ لَكَ عَلَيْنا نَصِيراً ) * ( 1 ) ( كفار قريش در صدد بر آمدند تا قلب ترا از آنچه كه وحى كرده‌ايم ، آشفته كنند تا غير از آن را كه به تو وحى كرده‌ايم ، بر ما افترا ببندى ، اگر پيشنهاد آنانرا مىپذيرفتى ترا براى خودشان دوست اتخاذ مىكردند . و اگر ما ترا حفظ نمىكرديم ، نزديك بود اندكى به آنان ميل و تكيه كنى ، اگر چنين مىكردى دو برابر عذاب زندگى مشركان و دو برابر عذاب پس از مرگ آنان را بر تو مىچشانديم و پس از اين از ما در بارهء خود يارى وجود نداشت ) ابان بن تغلب مىگويد : « مقصود شدت و چند برابر بودن عذاب است » ( 2 ) با نظر ابتدائى كه در داستان مىنگريم ، مسامحهء ناچيزى بود كه پيامبر با استقبال از شخصيتهاى چشمگير قريش و تفكيك جلسهء آنان از مستضعفان با اين هدف كه بلكه اسلام را زودتر رواج بدهد و با مزاحمت كمترى روبروى شود ، انجام مىداد ، ولى من ، روح پيامبر قانونى خيلى حساستر دارد كه همان سازش ناچيز با قريش ، من پيامبر اكرم را با تباهى دنيا و آخرت مىكشانيد .

سوم - فريب ندادن خويشتن در ارتباط با حق و باطل و صميميت با خويشتن در برابر آن دو

در جدول خيانتها هيچ خيانتى به زشتى و وقاحت خود فريبى وجود ندارد . و در شمارش جنايتها هيچ جنايتى هولناكتر از فريفتن خويشتن مشاهده نمىشود . پس قانون مهم انسان در رابطه با خويشتن ، عبارتست از صميميت با خويشتن و قرار دادن من يا روح در برابر واقعيات محض . مادامى كه اين قانون در رابطهء انسان با خويشتن مورد اعتقاد و عمل قرار نگيرد . هيچ قدمى در انسان شدن برداشته نشده و تشكل اجتماعى وى هر چند كه بزرگترين قدرتها را
هامش
( 1 ) . مجمع البيان - طبرسى ج 6 ص 431 تفسير آيات 73 تا 75 از سوره الاسراء .
( 2 ) . مأخذ مزبور .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 339 | محمد تقي جعفري