تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
اوراق تاريخ بشرى را ورق بزنيم ، هرگز يك انسان بزرگ را نخواهيم ديد ، مگر اين كه از اين مالكيت مقدس برخوردار بوده است . نهايت امر اينست كه گروهى از چشمگيران بوسيلهء مالكيت بر خويشتن از مزايا و قدرتها و سودها و لذائذ كوچك دست برداشته و به مزايا و قدرتها و سودها و لذائذ بزرگ دست يافته و كارى با آن نداشته‌اند كه آن پديده‌هاى بزرگ را كه بوسيلهء مالكيت بر خويشتن بدست آورده‌اند ، در منطقهء ارزشها بوده است يا در منطقهء ضد ارزشها و بهر حال با خويشتن دارى و مالكيت به خويشتن خود را از جاذبهء مزاياى كوچك رها كرده و در جاذبهء مزاياى بزرگتر قرار گرفته‌اند . و گروهى ديگر از انسانها كه نام « انسان بزرگ » شايستهء آنها است از قانون مالكيت بر خويشتن ، حفظ من يا روح را از پليدىها و پستىهاى حيوانى و پرستش قدرت و لذت و سود شخصى بهره بردارى نموده ، خود انسان بزرگى شدند و انسانهاى بزرگى ساختند و رفتند . در بارهء حساسيت شديد مالكيت بر خويشتن ، خطابى از خداوند متعال بر پيامبر اكرم در قرآن آمده است كه داستانش از اين قرار است : كه شخصيتهائى بزرگ از كفار قريش نزد پيغمبر اكرم آمدند و از او درخواستند كه از بدگوئى به خدايان آنان و پوچ قلمداد كردن ايده هايشان دست بردارد و بردگان و بينوايان و مستضعفانى كه پيرامون وى جمع شده‌اند طرد كند تا آنان با پيامبر رفت و آمد كنند و به سخنانش گوش بدهند . پيامبر اكرم ( ص ) به جهت شدت اشتياق و علاقه به اسلام آوردن آنان قبول كرد كه وقتى آنان نزد پيامبر مىآيند ، جلسهء مخصوصى داشته باشند كه آن بينوايان و مستضعفان در آن جلسه شركت نكنند و جلسهء ديگرى داشته باشند . آيات زير در اين مورد نازل شد : * ( وَإِنْ كادُوا لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ لِتَفْتَرِيَ عَلَيْنا غَيْرَه وَإِذاً لَاتَّخَذُوكَ خَلِيلًا ، وَلَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئاً قَلِيلًا . إِذاً لأَذَقْناكَ ) *