ذات خود او نخواهد بود ، بلكه مربوط به مقتضيات محيط و اجتماعى است كه در آن زندگى مىكند . در حقيقت آدرس جان و من و روح او را همواره ديگران تعيين خواهند كرد .
نتائج عمل به قانون آگاهى و الا در رابطهء انسان با خويشتن
اگر مديريتهاى اجتماعى بوسيلهء تنظيم مسائل اقتصادى و حقوقى و مقامات تعليم و تربيتى بوسيلهء اصلاحات فرهنگى بتوانند از عهدهء توضيح اهميت اين قانون و ضرورت عمل به آن در رابطهء انسان با خويشتن برآيند ، نتائج زير بعنوان نمونه بوجود خواهد آمد : 1 - اساسىترين مختص يا نتيجه اين آگاهى برين تعهد برين است كه كارگاه بزرگ وجود براى انسان بدون اين تعهد جز تماشاگه مجهول و غير قابل تفسير چيز ديگرى نيست و آنچه كه از اين كارگاه يا بعبارت ديگر از اين كتاب خوانده خواهد شد ، چند كلمه از چند سطر محدود و ابهام انگيز خواهد بود .
اين همان نتيجه ايست كه بعضى از شعراء آن را بىپرده گفتهاند :
ما از آغاز و ز انجام جهان بيخبريم
اول و آخر اين كهنه كتاب افتاده است
2 - اعراض و اجتناب از وسائل تخدير و ناهشيارى كه ضد آگاهى و الا است .
3 - برچيده شدن بساط بسيار گسترده و رنگارنگ دروغ و حيله گريهاى تباه كنندهء من يا روح .
4 - رخت بربستن تكاثر و دنيا پرستى در اشكال مختلفش از خاندان بشرى و قناعت به بر آوردن احتياجات ضرورى .
5 - بهره بردارى از زيباييها بر مبناى اين تعريف كه « زيبائى نموديست نگارين و شفاف كه روى كمال كشيده شده است و كمال عبارتست از قرار گرفتن هر موضوعى در مجراى بايستگىها و شايستگىهاى خود »