و از آن ننگ غير قابل هضم كه و ايتهد مىگويد ، نجات پيدا خواهد كرد . و ايتهد مىگويد : « طبيعت بشرى آن چنان گره و خورده است كه همهء قوانين و برنامه هائى كه براى اصلاح حال بشر روى كاغذ نوشته مىشود ، حتى از آن كاغذى كه قوانين و برنامهها روى آن نوشته شده است در نظر مرد حاكم بىارزشتر است » ( 1 ) مديريت به جامعه ايكه متشكل از انسانهاى رشد يافته مانند ابو ذرها ، اويس قرنىها ، عمارها و آنان كه در مسير آنان قدم بر مىدارند ، و زندگى در غير مسير تصعيد حيات تكاملى را حيات نمىدانند ، خود موجب اعتلاء و تكامل خود متصديان ادارهء جامعه مىباشد . در اين فرض است كه اصول عالى اخلاق و مذهب درون آنانرا نيز مانند افراد عادى اجتماع كه حيات صميمانه و واقع بينانه دارند ، شكوفا و بسيار زيبا خواهد ساخت نه اين كه آن اصول اخلاقى و مذهبى بكنار رفته مردم را مانند چيزهائى تلقى كنند كه مىتوان هر گونه خواستهها را در آنان پياده كرد . هيچ در اين باره انديشيدهايد كه آن مقام پرستانى كه هدف حيات خود را وصول به مقام مىدانند ، پيش از آنكه اقدام به « چيز » كردن مردم نمايند و آنانرا از استدلال و چون و چرا محروم بسازند و در زندان تقليد دست و پايشان را ببندند ، نخست خود آنان از « كس » به « چيز » و از « محقق » به « مقلد » تحول مىيابند و سپس دست به دگرگون ساختن انسانها مىزنند خلاصه اين گناه بزرگ كه مردم را بطورى تربيت كنيم كه طعم حقيقى شناخت حيات خويش و اصول آن را نچشند ، يك گناه نابخشودنى است كه با هيچ منطقى مرتكب آن را نمىتوان تبرئه كرد و هيچ كيفرى جز دورى از رحمت و لطف خداوند خالق حيات ، معادل آن گناه نخواهد بود . وقتى كه مديريت در تكامل خود ، اين حقيقت را بپذيرد كه افزايش آگاهى و تحقيق انسانهاى جامعه در بارهء حيات و اصول اساسى آن و تقليل نا آگاهى و تقليد
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 318
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣١٨
هامش
( 1 ) . ( ماجراها و نفوذ ايدهها ) ص 31 متن انگليسى آلفرد نورث و ايتهد .