عضوى كه مدت طولانى كار خود را انجام ندهد ، دست از فعاليتهاى خود برميدارد و راكد مىگردد . عقل سليم و وجدان و فطرت ناب تا مدتها تحريكات خود را انجام مىدهند ، وقتى كه انسان به اين تحريكات پاسخ مثبت ندهد و آن تحريكات را ناديده بگيرد ، با گذشت زمان ، راهنمايان مزبور از كار مىافتند و آدمى را به حال خود رها مىكنند ، مانند آن طبيب كه بيمارى به او مراجعه كرد طبيب پس از معاينه متوجه شد كه بيمارى او علاج ناپذير است ، به او گفت : برو هر چيزى را كه دلت بخواهد بخور و هر كارى را كه دلت خواست انجام بده . بگذاريد اين داستان را از زبان مولوى بشنويم :
آن يكى رنجور شد سوى طبيب
گفت نبضم را فرو بين اى لبيب
تا ز نبض آگه شوى از حال دل
كه رگ دست است با دل متصل
نبض او بگرفت و آگه شد ز حال
كه اميد صحت او بد محال
گفت هر چت دل بخواهد آن بكن
تا رود از جسمت آن رنج كهن
صبر و پرهيز اين مرض را دان زيان
هر چه خواهد دل در آرش در ميان
اين چنين رنجور را گفت اى عمو
حق تعالى أعملوا ما شئتم
بلى ، عدالت و صدق و صفا و صميميت موجب زيان مزاج آن خود طبيعى است كه مىخواهد در اين دنيا بدون قانون حيات زندگى كند . لذا خداوند متعال اين گونه بيماران را كه با كمال اختيار خود را مريض كردهاند ، مىفرمايد : * ( إِنَّ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي آياتِنا لا يَخْفَوْنَ ) * ( 1 ) ( هر چه را خواستيد انجام بدهيد ، خدا به آن چه كه انجام مىدهيد ، بينا است ) . * ( ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَيَتَمَتَّعُوا وَيُلْهِهِمُ الأَمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ) * ( 2 ) ( آنان را رها كن تا بخورند و برخوردار شوند و آرزو آنانرا مشغول بدارد ، آنان به زودى خواهند فهميد ) [ كه چه سرمايهء بزرگى را تباه كردهاند ] .
هامش
( 1 ) . فصلت آيه 40 .
( 2 ) . الحجر آيه 3 .