* ( فَذَرْهُمْ يَخُوضُوا وَيَلْعَبُوا حَتَّى يُلاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي يُوعَدُونَ ) * ( 1 ) ( رها كن آنانرا تا در اميال نفسانى خود فرو روند و بازيگرى كنند ، تا به ديدار آن روزى برسند كه به آنان وعده داده مىشود ) . وقتى كه بيمار از طبيب شنيد كه بيمارى او از آن نوع بيمارىها است كه از هيچ چيزى نبايد پرهيز كند . بيمار در حال خدا حافظى از طبيب -
گفت روهين خير بادت جان عم
من تماشاى لب جو مىروم
بر مراد دل همى گشت او بر آب
تا كه صحت را بيابد فتح آب
همانطور كه بيمار دور آن چشمه سار مىگشت -
بر لب جو صوفيى بنشسته بود
دست و رو مىشست و پاكى ميفزود
بيمار از پشت سر صوفى او را تماشا ميكرد و ناگهان چشمش به پشت گردن صوفى افتاد -
او قفايش ديد چون تخييلى
كرد او را آرزوى سيلئى
اينست قانون گسيختن از عقل و وجدان و دستورات پيامبران الهى و قرار گرفتن تحت تأثير خود طبيعى كه آدمى بطور طبيعى در هر چيزى كه بنگرد ، چشمش به دنبال پشت گردنى صاف و پهن است كه سيلى بر او فرود بياورد .
ضمنا اين واقعيت را هم مىدانيم كه همهء مردم نمىتوانند پشت گردن خود را طورى بگيرند و يا بطور بپوشانند كه براى بيماران قدرت پرست و رها شده از قيد عقل و وجدان خيال انگيز و وسوسه انگيز نباشد ، به همين جهت است تاريخ بشرى پر از ستمكارانى است كه دنبال پشت گردن مىگردند و مظلومانى بىخبر از اين كه ستمكاران در جستجوى پشت گردن آنان مىدوند و يا بينوايانى كه توانائى دفاع از پشت گردن خود ندارند . وقتى كه پشت گردن آن فقير بيمار را تحريك كرد -
هامش
( 1 ) . المعارج آيهء 42 .