در تفسير چند كلمه كه در مفهوم آزادى به كار مىروند ، متذكر مىشويم . ( 1 ) 1 - يله و رها - اين حالت گوياى برداشته شدن قيد و زنجيرى است كه بر انسان يا بعدى از ابعاد وى زده شده است ، خواه اين قيد و زنجير جسمانى عينى بوده باشد ، يا قرار دادى كه در روابط اجتماعى از ناحيه حق بر شخصيت انسان بسته مىشود . 2 - آزادى - عبارتست از قدرت انتخاب يكى از چند موضوع كه در پيش روى انسان قرار گرفته است . چنان كه از توصيف آزادى بر مىآيد ، اين حالت مهمتر و عالىتر از حالت اول است كه فقط يله و رها گشتن از قيد و زنجير بسته شده بر انسان مىباشد ، اگر چه قدرت انتخاب يكى از چند موضوع را كه براى وى مطرح است نداشته باشد . اين مفهوم از آزادى است كه در قلمرو اجتماعى و سياسى و عقيدتى و بيان مطرح مىگردد . 3 - اختيار - عبارتست از بهره بردارى از آزادى در تحصيل خير و كمال توصيفى كه اين جانب در تعريف اختيار نمودهام ، بدينقرار است : « نظاره و سلطهء شخصيت خير طلب به دو قطب مثبت و منفى كار » اگر از قيد خير طلب صرفنظر كنيم ، توصيف مزبور مخصوص همان آزادى است كه بيان نموديم . 4 - آزادگى - اين اصطلاح در فارسى همان معنى را دارد كه اصطلاح حريت در عربى وقتى كه گفته مىشود : هو رجل من الأحرار ( او مردى است از احرار ) . يعنى آزاد از قيد و بند ذلت و فرومايگى و كثافات هوى و هوسهاى نفسانى و شيطانى و آزاد از بردگى لذايذ و سودجوئىها و ديگر مختصات خودخواهيها . مفهوم حريت بقدرى با عظمت است كه حكيم سنائى در بارهء آن مىگويد :
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 259
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٥٩
منشأ عشق ، جان حر باشد
مرد كشتى چه مرد دريا شد
هامش
( 1 ) . اين چند اصطلاح را در مجلدات قبلى آوردهايم ، ولى در اين مبحث كه بررسى مشروحى در بارهء حريت انجام مىگيرد ، آنها را مفصلتر مطرح مىكنيم .