تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
اى ضياء الحق حسام الدين توئى كه گذشت از مه به نورت مثنوى همت عالى تو اى مرتجى مىكشد اين را خدا داند كجا گردن اين مثنوى را بسته اى مىكشى آنجا كه تو دانسته اى مثنوى پويان كشنده نا پديد نا پديد از جاهلى كش نيست ديد مثنوى را چون تو مبدء بوده اى گر فزون گردد تواش افزوده اى چون چنين خواهى خدا خواهد چنين مىدهد حق آرزوى متقين

دوازده - حريت معلول اعتلاى همت و اختيار جلوهء عالى آن در مسير تصعيد كمالى حيات

از جملهء كلمات بسيار جالب كه به جهت در برداشتن مفهومى پر ارزش و و الا در قاموس حيات انسانى درخشش خيره كننده اى دارد ، كلمهء « حريت » است . مفهومى كه اين كلمه در بر دارد ، براى توصيف عظمت يك شخصيت كافى است . در تصعيد حيات كمالى ، وصول به حريت كه در فارسى با « آزادگى » و « آزاد مردى » تعبير مىشود ، حتمى است . شعورى از شرفنامه چنين نقل كرده است كه : « آزاد خلق يعنى كامل الخلقه » ( 1 ) و اين اصطلاح ، تفسيرى را كه براى آزادگى بيان نموديم ، كاملا تأييد مىكند ، به اين معنى كه در مفهوم كلمهء مزبور كمال وجود دارد . در يكى از ابيات فرخى چنين آمده است :

ناب است هر آن چيز كه آلوده نباشد زين روى ترا گويم كازادهء نابى

( 2 ) براى توضيح معناى حريت كه معلول اعتلاى همت است ، مقدمه اى را

هامش
( 1 ) . لغت نامه - دهخدا ج 1 مادهء آزادى .
( 2 ) . همين مأخذ .