بزند و دمار از روزگار مجتمع انسانى در آورد و همچنين براى تحصيل يك لذت جامعه اى را در ورطهء آلام و ناگواريها بياندازد . آيا تاريخ بشرى پر از خود باختگىها و تعدى و تجاوزهاى ناشى از قرار گرفتن تحت تأثير اين دو پديده نيست قطعا چنين است . آن مرد حكيم كه مىگويد : « براى بشر نقصى از اين بزرگتر وجود ندارد كه لذائذش را بر آلام ديگر مبتنى مىسازد ، زيرا :
ده تن از تو زرد روى و بينوا خسبد همى
تا به گلگون مىتو روى خويش را گلكون كنى
و نمىتواند از آن لذت برخوردار شود كه حقيقتا از آن خود او است هيچ عاملى نيرومندتر از همت عالى نمىتوان يافت كه ثبات و آرامش انسان را در برابر دو پديدهء مزبور تأمين نمايد و با آشنا ساختن انسان با راز اصلى روح كه ما فوق لذائذ آلام است ، تصعيد كمالى حيات را تضمين كند .
نتيجهء دوم - آشكار شدن راز روح -
اين مطلب كه لذائذ و آلام پرده هائى را روى راز اصلى روح مىكشند و انسان را از برخوردارى از آن رازها محروم مىسازند ، مطلبى است كاملا منطقى
السّرّ فى النّفس حزن النّفس يستره
فأن تولىّ فبالأفراح يستتر
و السّرّ فى العيش رغد العيش يحجبه
فأن أزيل تولىّ حجبه الكدر
فأن ترفّعت عن رغد و عن كدر
جاورت ظلّ الَّذى حارت له الفكر
( 1 ) جبران خليل جبران ( اندوه روانى راز روان آدمى را مىپوشاند ، و هنگامى كه اندوه منتفى گشت ، راز روان با شادىها پوشيده مىشود . رفاه فراوان در زندگى پرده بر روى راز زندگى مىاندازد و هنگامى كه رفاه منتفى گشت ، تيرگى پوشاندن راز زندگى را به عهده مىگيرد . اگر از رفاه و تيرگىها [ و شاديها و اندوهها ]
هامش
( 1 ) . مجموعهء جبران خليل جبران ص 353 .