تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١

هشت - ضرورت محاسبه و موازنهء خويشتن

در مسير تصعيد كمالى حيات انسانى محاسبه و موازنه در بارهء خويشتن ، شببه به تنظيم نقشه و قطب نماى دقيق و كاملا حساس براى كشتى اقيانوس پيما است كه كشتى بدون آن ، دستگاهى است متحرك ولى بى راهنما . معمولا چنين است كه مردم در بارهء شناخت خويشتن « آن چنان كه هست » و خويشتن « آن چنان كه بايد » به اطلاعات و معلومات اندك و اراده‌هاى محدودى قناعت مىكنند . و هر اندازه عوامل و مسير انتخاب شدهء حيات ، از آزادى كمتر برخوردار باشد ، اين محدوديت افزايش مىيابد ، در نتيجه محاسبه و موازنهء خويشتن ممكن است تا صفر تقليل پيدا كند . در اين وضع است آدمى با توجه‌هاى گذران در بارهء خويشتن آن هم نه بطور مستمر ، بلكه گاهگاهى با فاصله‌هاى زمانى بسيار دراز ، در آن توجه‌ها چيزى بعنوان من يا شخصيت ، روان ، روح كه با اصالت خاص خود ابراز موجوديت نمايد ، نمىبيند بلكه شبحى ، بسيار ضعيف را كه كلمهء « او » مىتواند آن را نشان بدهد ، مشاهده مىكند و بسرعت از آن توجه منصرف مىگردد . بنا بر اين ، نه موضوعى براى محاسبه و موازنه وجود دارد و نه فرصت و مجالى براى انجام آن . ممكن است در اين مورد اعتراض شود كه با زندگى ماشينى و پر كردن همهء اوقات زندگى عمل بقانون محاسبهء خويشتن كه از اساسىترين قوانين تصعيد كمالى حيات انسان است ، امكان ناپذير بوده و توانائى عمل به آن نمىتواند از خيالات و يا آرزوهاى درونى آدمى تجاوز كند . پاسخ اين اعتراض با نظر به قدرت شگفت انگيز فعاليتهاى دسته جمعى بشرى روشن است كه اگر تعليم و تربيتها و مديريتهاى اجتماعى ضرورت داشتن من و شخصيت براى انسانهاى جامعه را جدى و حياتى تلقى كنند ، اين غير ممكن نما امكان پذير و قابل تحقيق مىگردد . آيا حقوق اجتماعى افراد اجتماع و مراعات آنها ، از قبيل معجزات است ، يا ناشى از جدى و حياتى تلقى كردن آنها است بديهى است كه از قبيل معجزات نيست ،