استقامت و ساخته نشدن ديگران را براى خود مورد ملامت قرار ندهد ) .
اين هم يكى از اصول عالى حيات انسانى در ارتباط با اجتماع است كه اگر مورد اهميت قرار نگيرد و عملى نشود ، توقع هيچ گونه اصلاحى را در روابط اجتماعى نبايد داشت ، چنان كه از اجتماع ميليونها صفر ، هرگز توقع عدد نبايد داشت توقع بوجود آمدن يك انسان وارسته از پليديها و درندگىها ، و ساخته شده با معارف همه جانبه ، از اجتماع ميليونها ببر و پلنگ و افعى و مار و عقرب بالفعل و بالقوه ، جز ماليخولياى محتاج به معالجه [ اگر امكان پذير باشد ] چيز ديگرى نمىتوان تعبير نمود .
در آن هنگام كه جمعى از انسانها بسبب عوامل جبرى و شبه جبرى و تلقينات و روياروئى با حوادث محاسبه نشده كارهاى چشمگيرى را بوجود مى - آورند ، يك فرد از انسان به خود چنين تلقين كند كه اين منم كه اين كارهاى چشمگير را با كمال آگاهى و اختيار و با هدف گيرىهاى انسانى انجام دادهام ، آن چنان دروغى را به خود تلقين مىكند و چنان خود را مىفريبد كه واقعا با هيچ كلمه و بيانى نمىتوان آن را توصيف كرد . بدتر از اين دروغ و تلقين اينست كه اين انسان موجوديت خود را در همين كارهاى چشمگير كه معلول عوامل فوق است ، در مسير تكامل احساس مىكند و آن رضايت و خوشنودى را در چهرهء خود نشان مىدهد كه اگر يك انسان كمال يافته واقعا آن همه كارها را به تنهائى انجام مى - داد ، از ابراز چنان رضايت و خوشنودى احساس شرم و حيا ميكرد . خلاصه - اين اصل عالى مىگويد : تو اى انسان . موجودى هستى كه براى خود واقعيات و شئون خاصى دارى و نمىتوانى بگوئى من نيستم ، زيرا كسى كه موجوديت خاص خود را منكر مىشود ، كارى آسانتر از انكار همهء جهان هستى انجام نمىدهد . و اگر تو اين قدرت و اراده را نداشته باشى كه خود را براى خويشتن اصلاح و تعديل و مستقيم نمائى ، نبايد توقع داشته باشى كه ديگران با شخصيت صالح و تعديل يافته و مستقيم با تو ارتباط برقرار كنند . زيرا با نداشتن اصلاح
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 238
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٣٨