به آن غرايز ، خود را فريب داده است و فعاليت آن غريزه و سود و لذت حاصله از آنها پديدههاى محدود و همراه با زيانها و آلامى بوده است كه ، چشمگير بودن آن سود و لذت نگذاشته است كه در ارزيابى غرايز و فعاليتهاى آنها راه منطقى پيش بگيرد . بدين ترتيب عمر آدمى در يك زندگى فريبنده سپرى مىشود و شگفت آور اين كه با اين زندگى فريبنده همنوعان خود را هم فريب مىدهد اينست معناى آيه اى در قرآن كه مىگويد : * ( كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ وَإِنَّما تُوَفَّوْنَ ) * ( 1 ) ( و نيست زندگى دنيوى ( حيات طبيعى محض ) مگر متاعى فريبنده ) . اگر بعد روحى حيات به فعليت برسد ، همه معرفتها و شناختهاى مخلوط با تاريكىها و محدود از راه حواس و ديگر ابزار شناخت ، با ارزيابى صحيح در حيات انسانى استخدام ميشوند و كار منطقى خود را انجام مىدهند . زيرا بعد روحى حيات يك روشنائى عام بر همهء معلومات و معارف ما مىاندازد كه جلو فريبكارىهاى آنها را مىگيرد . آن روشنائى عبارت است از اعتقاد به اين كه هر يك از معلومات محدود و نسبى من در مسير حركت رو به مقصد نهائى حيات ، نيروئى خاص براى حركت مزبور ايجاد مىنمايد . و اين پديدهها و حقايق محسوس عالم عينى خطوطى قابل خواندن هستند كه واقعيتهاى بسيار با اهميت پشت پرده اى را اثبات مىكنند .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 183
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٨٣
عقل را خط خوان اين اشكال كرد
تا دهد تدبيرها را زان نورد
و من تا آخرين حدود قدرت و امكاناتم بايد اين خطوط را بخوانم ، زيرا انگيزهء خواندن خطوطى كه در جهان طبيعى ترسيم شده است ، هدف وجودى من است كه هر معلوم محدودى موجى از آن هدف مىباشد .
اما اين كه حيات ، بدون بفعليت رسيدن بعد روحى حيات ، با آرايش
هامش
( 1 ) . الحديد آيه 20 .