7 - بدون بفعليت رسيدن بعد روحى حيات ، خود حيات انسانى شناخته نخواهد شد .
اين قانون در آيه اى از قرآن چنين آمده است : * ( يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا ) * ( 1 ) ( آنان نمودى از حيات دنيوى را مىدانند ) . آيا تاكنون از كسى شنيدهايد كه بگويد : من حقيقت همين حيات طبيعى را كه منشأ حركت و احساس و اراده و دريافت لذت و الم و توليد مثل و صيانت ذات مىباشد ، شناختهام و هيچ مجهولى در بارهء اين پديده ندارم . حتى محققان و صاحبنظرانى كه ساليان عمر خود را در مسير شناخت اين پديده سپرى مىكنند ، [ با اعترافى كه به ارزش زحمات و كوششهاى آنان داريم ] ، جز توصيفاتى محدود در بارهء آنچه كه بنام پديدهها و مختصات حيات بروز مىنمايند و جز مقدارى كليات براى توصيفات مزبور ، چيزى ديگر بيان نمىكنند . حالا برويم بسراغ ديگر متفكرانى كه حيات را در چهرههاى فردى و اجتماعى متنوع و روابط گوناگونى كه انسانها با همديگر دارند ، بررسى مىنمايند آيا شما يك جملهء قاطع و نهائى و قابل اثبات با دلايل بى چون و چرا ، از آنان شنيده ايد