و پيرايش و بازيهاى بىاصيل مىگذرد ، حقيقتى است كه تصديق آن فقط احتياج به تصور آن دارد . اين مسئله در آيات قرآن در موارد متعدد آمده است ، از آن جمله - 1 - * ( زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا الْحَياةُ الدُّنْيا وَيَسْخَرُونَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا ) * ( 1 ) . ( براى كسانى كه كفر ورزيدهاند ، حيات دنيا ( زندگى طبيعى محض ) آراسته شده و آنان كسانى را كه ايمان آوردهاند مسخره مىكنند ) . اين مضمون را در بيت زير مىخوانيم :
خانه از پاى بست ويران است
خواجه در بند نقش ايوان است
مثل انسانهائى كه حيات معقول يا بعد روحى حيات را زير پا گذاشته و به آراستن و پيراستن سطوحى از حيات طبيعى محض پرداختهاند ، شبيه به كار كسى است كه گل حقيقى را از شاخهء آن كنده و مىخواهد برگهاى پلاستيكى رنگارنگ را بجاى گل حقيقى به شاخهء گل وصله بزند آيا در اين مسئله تاكنون فكر كردهايم كه آن همه نكبتها و بدبختىها و حق كشىها و آدمكشىها كه مانند سنت قانونى زندگى اغلب صفحات تاريخ ما انسانها را پر كرده است ، ناشى از چيست البته ممكن است براى بيان علت اين وقاحت مستمر كه استمرارش وقاحتش را پوشانده است ، مطالب زيادى گفته شود ولى آنچه كه به نظر مىرسد ، علت اصلى آن همه سيه روزىها ، چيزى جز گم شدن حقيقت حيات و دلخوش داشتن به زرق و برق و پيرايشهاى بىاساس حيات طبيعى محض و بازى گريها ، به نظر نمىرسد . لذا بى علت نبوده است كه به اعتراف متفكران آگاه شرق و غرب ، با همهء پيشرفتهائى كه تاكنون نصيب بشريت گشته است ، هيچ دردى از دردهاى بشرى درمان نشده است ، مگر اين كه درد يا دردهاى ديگرى را در پى داشته است .
هامش
( 1 ) . البقرة 212 .