اصول و مبانى « حيات معقول » است . يعنى اين « حيات معقول » است كه مىگويد : ارزش سايهء يك برگ ضعيف كه روى يك جاندار ناتوان افتاده و آن را از گرماى سوزان آفتاب حفظ كرده با كاربرد يك كهكشان ميليونها خورشيدى در بارهء منظومهها يك كيفيت است ، و تفاوت كمى ميان آن دو ، نمىتواند از دخالت آنها در موجوديت كيهان بزرگ و هدف آن جلوگيرى نمايد . يك قطره آب كه جاندار ضعيفى را سيراب و بقاى حيات آن را تأمين مىكند ، از نظر كيفيت ، داراى حكمت همان چشمه سارها و رودخانه هائى است كه ميليونها مردم را در شهرها سيراب مىكنند .
استعدادهاى ذاتى انسان از ديدگاه اسلام
1 - انسان فرزند آدم ( ع )
انسان فرزند يك شخص برگزيده بنام آدم ابو البشر ( ع ) و همسر او حوا ( ع ) است . اين شخص داراى چند صفت بسيار با اهميت است : صفت يكم - مبدء نوع انسانى است كه بعنوان خليفه در روى زمين ( 1 ) خلق شده است . صفت دوم - پيامبر برگزيدهء خداوندى است كه شايستگى نعمت عظماى وحى الهى را داشته است . صفت سوم - شايستگى تعلم همهء اسماء ( حقايق عالم هستى يا كاملترين انسانها كه بوسيلهء شناخت آنها حقايق عالم هستى نيز فرا گرفته مىشود ) عظمت
هامش
( 1 ) . البقرة آيه 30 . مقصود از خليفه در آيهء * ( وَإِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ ) * ( من در روى زمين خليفه اى قرار مىدهم ) نمونه اى از عظمتها و صفات الهى است كه در آدم و نسل او تجلى مىنمايد . اين معنى براى خليفه با نظر به تعليم اسماء و دستور به سجدهء ملائكه براى آدم مناسبتر و منطقىتر به نظر مىرسد ، نه خليفه به معناى جانشين بمفهوم معمولى آن كه براى خدا قابل تصور نيست و نه جانشين از موجوداتى كه در روى زمين بودهاند .