يا تشنگى سوزان انسانى را كه در پهنهء بيابان شعله را براى رفع تشنگى به اين سو و آن سو مىدود ، بر طرف نمايد . قطره مشغول كار است :
قطره اى كز جويبارى مىرود
از پى انجام كارى مىرود
اين همان قطره است كه نابودىاش از كارگاه هستى همان اختلال را بوجود خواهد آورد كه نابودى يك كازار يا يك كهكشان
بهر جزئى ز كل كان نيست گردد
كل اندر دم ز امكان نيست گردد
جهان كل است و در هر طرفة العين
عدم گردد و لا يبقى زمانين
دگر باره شود پيدا جهانى
بهر لحظه زمين و آسمانى
اگر يك ذره را برگيرى از جاى
خلل يابد همه عالم سراپاى
اگر بخواهيد عظمت و قدرت موجودات ضعيف را در اين جهان هستى بدانيد ، به آن اصول و مبادى بسيار با عظمت بنگريد كه اين موجودات ضعيف را بوجود آوردهاند . همهء جهان بينان و فلاسفه با حذف اصطلاحهاى شخصى ، اين حقيقت را مىپذيرند كه تلفظ ما بيك حرف ب مثلا معلولى از زنجير عللى است كه از آغاز بوجود آمدن اين كيهان بزرگ بجريان افتاده و وادار كرده است كه ما حرف ب را به زبان آوردهايم و اگر اختيار هم در تلفظ اين حرف دخالت كرده باشد ، براى صدور اين حرف ب پديده اى بنام نظارت و سلطهء « شخصيت » به دو قطب مثبت و منفى كار بوجود آمده است كه مىتواند اشراف و سلطهء شخصيت آدمى را برانگيزگى علل اثبات كند ، و اين خود با عظمت - ترين حقيقتى است كه جهان را در برابر جهان واقعى عينى اثبات مىكند .
با اين كه حادثه يعنى تلفظ ب بقدرى ناچيز است كه در مقابل ساير حوادث از نظر سطحى و ابتدائى قابل توجه نمىباشد .
آيا ما تاكنون توانستهايم اثبات كنيم كه هر يك از سلولهاى بدن يك جاندار ميداند كه سلول همسايهء آن در چه حال و وضعى است و در نتيجه اگر حال و وضع آن سلول همسايه مطابق دلخواه آن باشد ، با يكديگر انس و